دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠ - ١٠/ ٤٩ صائب تبريزى
|
مِهر او مىبرد مرا به بهشت |
مىروم سوى حق به پاى على |
|
|
همچو سايه كه مىرود پىِ مِهر |
مىرود «فيض» در قفاى على.[١] |
|
١٠/ ٤٩
صائب تبريزى[٢]
٢٦. صائب تبريزى، در وصف مولا چنين مىگويد:
|
منّت، خداى را كه به توفيق كردگار |
از ناف كعبه، چشمه كوثر شد آشكار |
|
|
چون كاروان حاج، خروشان و كفزنان |
آمد به خاكبوس نجف، آب خوشگوار |
|
|
درياى رحمت ازلى، جوش فيض زد |
شد نهر سلسبيل، ز فردوسْ آشكار |
|
|
دشتى كه بود چون جگر تشنه حسين |
داغ بهار خُلد شد و رشك لالهزار |
|
|
صافى دلان كه بود تيمّم شعارشان |
سجّادهها بر آب فكندند، موجوار |
|
[١] ديوان ملّا محمد محسن فيض كاشانى( تصحيح: مصطفى فيض كاشانى، تهران: اسوه، ١٣٧١ ش): ج ١ ص ٤٢٣.
[٢] محمّد على بن ميرزا عبد الرحيم صائب تبريزى، از شاعران بزرگ قرن يازدهم هجرى است. در سال ١٠١٦ ق، در تبريز به دنيا آمد؛ ولى در اصفهان تربيت يافت. در جوانى به مكّه و سپس به هندوستان رفت. چندى در كابل اقامت گزيد و بعدا به همراه ظفرخان به دربار شاه جهان رفت. سپس به دعوت پدرش به اصفهان برگشت و در دربار شاه عبّاس، سِمت ملك الشعرايى يافت. او استاد غزل در سبك هندى است. وى به سال ١٠٨٠ ق، درگذشت.