دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣ - ١٠/ ٥٦ سروش اصفهانى
|
آنشير حق كهجان بود از عوناو بهگور |
ايمن ز گرگ ايمان، چون شير در كُناس |
|
|
در جنگ خيبر ار نشدى حامل لوا |
تا حشر داشت رايت اسلام، انتكاس |
|
|
يك تن احد شناس به دشت احد نبود |
دين را نكردى ار دم شمشيرت احتراس |
|
|
تيغش هلال عيد ظفر شد به روز بدر |
ور نه عدو بهكِشته دينبردهبود داس.[١] |
|
١٠/ ٥٦
سروش اصفهانى[٢]
٣٣. سروش اصفهانى در يكى از سرودههايش مىگويد:
|
امروز، كردگار بُود روز رحمتش |
بر بندگان، تمامْ همىكرد نعمتش |
|
|
امروز، دين و داد، كمالى تمام يافت |
اسلام، سود بر سرِ عيّوق، رايتش |
|
|
امروز با پيمبر مُرسل پديد كرد |
مقصود آنچه داشت خداى از رسالتش |
|
|
بسپُرد مصطفى درِ دين را به مرتضى |
مولاى مؤمنان شد و هارون امّتش |
|
|
مرد احُد، مبارز صفّين، امير بدر |
شُهره در آسمانها صيت شجاعتش |
|
|
جزوى است «هل أتى» ش ز مجموعه كَرَم |
حرفى است «لا فتى» ز كتاب فتوّتش |
|
|
بر خلق آسمان و زمين، حجّت خداى |
شمشير تيز بر سر كفّار، حجّتش |
|
|
داده رسول، او را در حربها لوا |
كرده خداى، بخشگرِ نار و جنّتش |
|
[١] ديوان وصال شيرازى( به سعى: محمد عبّاسى، كتابفروشى فخر رازى): ص ١٩٩.
[٢] شمس الشعراء ميرزا محمّد على سروش اصفهانى، در سال ١٢٢٨ ق، در اصفهان به دنيا آمد. او به نقاط مختلف ايران سفر كرد، چندى، در تبريز اقامت گزيد و همراه ناصر الدين شاه به تهران آمد. وى غير از ديوان، مثنوياتى مانند: ساقى نامه، الهى نامه، زينة المدايح و حماسهاى دينى به نام اردىبهشت نامه در احوال پيامبر اسلام دارد. وى در سال ١٢٨٥ ق، درگذشت.