دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٧ - ٨/ ٢ عمرو بن عاص
معاويه گفت: آرام باش، اى ابو عبد اللّه! اين حرفها را رها كن.
عمرو گفت: تو اين را پيش كشيدى.
٣٩٣٤. المناقب، ابن شهرآشوب: وقتى خبر كشته شدن على ٧ اعلام شد، عمرو بن عاص بر معاويه وارد شد، بشارت داد و گفت: شير درندهاى كه پنجههايش را بر عراق گسترده بود، مرگ را دريافت.
معاويه گفت:
به خرگوش بگوييد كه هر جا كه مىخواهد، بچرَد
و به آهو [بگوييد] كه بدون ترس و واهمه [بچرَد].
٣٩٣٥. نفحات الأزهار: ابو محمّد حسن بن احمد بن يعقوب هَمْدانى يمنى گفت: گزارش شده كه روزى معاوية بن ابى سفيان به همنشينانش گفت: هر كَس على را آن گونه كه بود، توصيف كند، كيسهاى [حاوى هزار و يا ده هزار سكّه] از آنِ او خواهد بود.
هر كدام سخنى نادرست در ناسزاى امير مؤمنان گفتند، جز عمرو عاص كه اشعارى سرود كه بدان معتقد بود (گرچه با رفتارش بر خلاف آن، عمل كرد):
درستى، با آل محمد ٦ شناخته شد
و قرآن در خانههاى آنان، نازل شد.
آنان، حجّتهاى خدايى بر مردماند
و به آنان و جدّشان، شكّى نيست.
بويژه ابو الحسن على
كه در بزرگى، جايگاهى با هيبت دارد.
هرگاه شمشيرهاى آنان، جانهايى را بخواهد
جز پاسخ «آرى» در برابرش نيست.
غذاى شمشيرش مرگ دشمنان است
و جريان خونِ گردنها، نوشيدنى آن.
جاى ضربه او همچون [جايگاه] بيعتش در خُم
گردنهاى مردم است.