دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٤ - ١٠/ ٧٢ محمد حسين شهريار
١٠/ ٧٢
محمّد حسين شهريار[١]
٥٠. استاد شهريار، در مدح مولا ٧ مىگويد:
|
يا على! نام تو بردم، نه غمى مانْد و نه همّى |
بِأبى أنْتَ وَ امّى! |
|
|
گوييا هيچ نه همّى به دلم بوده، نه غمّى |
بِأبى أنْتَ وَ امّى! |
|
|
تو كه از مرگ و حيات، اين همه فخرى و مباهات |
على، اى قبله حاجات! |
|
|
گويى آن دزد شقى تيغ نيالوده به سمّى |
بِأبى أنْتَ وَ امّى! |
|
|
گويى آن فاجعه دشت بلا هيچ نبوده است |
درِاين غم نگشوده است |
|
|
سينه هيچ شهيدى نخراشيده به سُمّى |
بِأبى أنْتَ وَ امّى! |
|
[١] سيّد محمد حسين بهجت تبريزى، فرزند حاج ميرزا آقا خشكنانى، در سال ١٢٨٥ ش، در تبريز به دنيا آمد. وى علوم مقدماتى را در همان شهر گذراند و در سال ١٣٣٩ ق به تهران آمد و در دار الفنون در رشته طب به تحصيل پرداخت. پس از دو سال، تحصيل را رها كرد و در سال ١٣١٠ ش، به استخدام دولت درآمد. پس از چندى به نيشابور رفت و در بازگشت به تهران در بانك كشاورزى مشغول به كار شد. كلّيات اشعار وى بيش از پانزده هزار شعر دارد. شاهكار شعر شهريار« حيدر بابا» است كه به تركى سروده است. وى در اواخر عمر به تبريز برگشت و در سال ١٣٦٧ ش، در بيمارستان مهر تهران زندگى را بدرود گفت. جنازه او به تبريز منتقل و در مقبرة الشعراى تبريز دفن شد.