دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧ - ١٠/ ٦٩ اقبال لاهورى
|
سزد «صغير» كند شكر تا به يوم نُشور |
به نعمتى كه از آن هست كامياب امروز.[١] |
|
١٠/ ٦٩
اقبال لاهورى[٢]
٤٧. علّامه محمّد اقبال لاهورى مىگويد:
|
مُسلِم اوّل، شه مردان، على |
عشق را سرمايه ايمان، على |
|
|
از ولاى دودمانش زندهام |
در جهان، مثل گُهَر تابندهام |
|
|
نرگسم وارفته نظّارهام |
در خيابانش چو بو آوارهام |
|
|
زمزم ار جوشد ز خاك من، از اوست |
مِى اگر ريزد ز تاك من، از اوست |
|
|
خاكم و از مهر او آيينهام |
مىتوان ديدن نوا در سينهام |
|
|
از رخ او فال، پيغمبر گرفت |
ملّت حق از شكوهش فر گرفت |
|
[١] ديوان صغير اصفهانى: ص ٤٤٤٣.
[٢] علّامه محمّد اقبال لاهورى، شاعر و متفكر و سياستمدار، در ٢٤ ذى حجّه سال ١٢٨٩، در لاهور به دنيا آمد و تحصيلات خود را در فلسفه، در انگلستان و آلمان گذراند. وى از پيشروان اصلاحطلبى مسلمانان هند بود و بيشترين سرودههايش را به زبان فارسى سروده است. اقبال در سال ١٣٥٧ ق، درگذشت.