دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٩ - ١٠/ ٢٥ ابو محمد عونى
من اى مولا از شهرم به سوى تو آمدم
و به ريسمان حق، چنگ زدم.
براى اين كه تو دستاويز محكمى هستى كه هر كس آن را بگيرد
با دستانش، هرگز نه بدبخت خواهد شد و نه تيرهروز.
شأن تو، شأنى بدون كم و كاست است
و نور تو هرگز تيرگى نمىگيرد.
تو نشانه بزرگى امّت هستى كه آشكار شده است
براى عارفان، به انواع گونهها.
پيامبر، هر گاه مشكلى از مشكلات را به تو مىسپرد
تو به خوبى براى آن، بسنده بودى.
ماجراى پرنده بريان شده كه از طريق انَس
نقل شده است، بر شرف هميشگىات از زبان پيامبر، گواه است.
١٠/ ٢٥
ابو محمّد عونى[١]
٤٠٣٢. از اديبان بزرگ قرن چهارم هجرى است كه مىگويد:
پيامبر خدا، چراغ هدايت
و حجت خدا بر همه انسانهاست.
او فرقانِ آشكارِ گويايى آورده
كه به حق، از جانب فرمان رواى تواناست.
[١] ابو محمّد طلحة بن عبيد اللّه بن أبى عون غسّانى عونى. آوازه عونى و شعر جارىاش و نكاتى كه در ابياتش آمده، او را از معرفى بىنياز مىكند. نبوغ و فوق العادگى وى در به نظم درآوردن گهرهاى كلام، زبانزد است. او در شاعرى، حرفهاى و صاحب هنر بود و آن را با سبك و هنر مىسرود. در العمدة آمده است:« شعر، نوع غريبى به نام قواديسى دارد كه به خاطر تشبيه به چينهاى دلو چرمى، به اين نام، شهرت پيدا كرده است. اولين كسى كه آن را در شعر به كاربرده، عونى است». در شعر عونى، معانى بلندى است كه هم روزگاران او و پس از او، آن را ستودهاند. آگاه از شعر او، مىداند كه وى شعرش را به دور از افراط و تفريط و در حدّ ميانه سروده و براى اهل بيت : آنچه سزاوار آنهاست( از جايگاه و منقبت) گفته است. زمانى ميان شيعيان و سنّيان در سال ٤٤٣ ق در بغداد، فتنهاى روى داد و گورهاى تعدادى از شيعيان، از جمله عونى، نبش شد و در آنها آتش ريخته شد( ر. ك: الغدير: ج ٤ ص ١٢٨).