دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٧ - ١٠/ ٨ سيد حميرى
آن كه محمّد ٦ به وى وصيّت كرد
كه وعدهها را به انجام رسانَد و او هم به سفارشْ عمل كرد، كه بود؟
آن كه پيامبر ٦ به مهربانى
دو فرزند او را به دوش كشيد و از شِعرى گذشت، كه بود؟
چه كسى گفت: «آن دو خوب سوارانى هستند»
در حالىكه چيزى از آنچه [بعدها] اتّفاق افتاد، بر او پوشيده نبود؟
چه كسى بود كه در پرتو برقى درخشنده مىرفت
هرگاه كه شبانگاهان از نزد پيامبر ٦ مىآمد؟
٤٠٠٦. و نيز سروده است:
كلام على به حارث، شگفت است
و او چه بسيار سخنان شگفتى دارد.
گفت: اى حارث هَمْدانى! هركس بميرد، مرا مىبيند
چه مؤمن باشد و چه منافق.
به ديده، مرا مىشناسد و من او را مىشناسم
با اوصاف و نام و كارهايش.
و تو در هنگام عبور از صراط، مرا مىشناسى
پس، از لغزش و افتادن مترس.
تشنگىات را به آب سردى برطرف مىكنم
كه در شيرينى چون عسل است.
به آتش، هنگامى كه بر روى پل
نگه داشته مىشوى، خواهم گفت: وى را رها كن!
رهايش كن و نزديكش نرو؛ چرا كه
وى را ريسمانى است كه به ريسمان وصى، گِرِه خورده است.
٤٠٠٧. و نيز سروده است: