دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٦ - ١٠/ ٣٩ ابن يمين فريومدى
١٠/ ٣٩
ابن يمين فَرْيومدى[١]
١٦. ابن يمين مىگويد:
|
مقتداى اهل عالم چون گذشت از مصطفى |
ابن عمّ مصطفى را دان علىّ مرتضى |
|
|
آن على اسم و مسمّا كز عُلوّ مرتبت |
اوج گردون با جنابش ارض باشد با سما |
|
|
آن كه از مغرب به مشرق كرد رجعت آفتاب |
تا نماز بىنياز او نيفتد در قضا |
|
|
وان كه مىزيبد كه روح اللّه زبهرِ افتخار |
نوبت صيتش زند فوقَ السماوات العُلا |
|
|
اوست مولانا به فرمانى كه از حق، ناطق است |
چون توان منكر شدن در شأن او «مَنْ كُنْت» را؟ |
|
|
بر جهان، جاهش سرادُق مىكشد خورشيدوار |
وز تواضع، او به زير سايبانى از عبا |
|
[١] امير محمود بن امير يمين الدوله ظفرايى، از شاعران قرن هشتم هجرى است كه در سال ٦٨٥ ق، در فريومد خراسان، متولّد شد. پدرش شاعر بود و از طرف سلطان ابو سعيد بهادر، مستوفى خراسان بود. ابن يمين با علاء الدين محمّد به گرگان رفت. سپس به خراسان و هرات، سفر كرد و به مدح امراى سربداران و آل كرت پرداخت. ديوان شعر او در زمان اسارتش در جنگ زواره به غارت رفت و وى دوباره آن را گِرد آورد. وى مذهب شيعه داشت و از ذوق عرفانى برخوردار بود. مجموعه اشعارش به پانزده هزار بيت مىرسد.