دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧ - ٩/ ١ ابن ابى الحديد
فصل نهم
على از زبان بزرگان
٩/ ١
ابن ابى الحديد[١]
٣٩٤٥. شرح نهج البلاغة: او به حكومت، سزاوارتر و شايستهتر بود، نهبهخاطر نص (حكمىاز خدا يا پيامبر خدا)، بلكه به خاطر برترىاش؛ چون او پس از پيامبر خدا، برترينِ بشر است و از همه مسلمانان، به خلافتْ مُحقتر.[٢]
٣٩٤٦. شرح نهج البلاغة: چه بگويم درباره مردى كه دشمنان و كينهتوزانش به فضلش اقرار كردند و نتوانستند مناقبش را انكار كنند و فضايلش را پنهان دارند؟ مىدانى كه
[١] وى عز الدين ابو حامد، پسر هبة اللّه بن محمّد، از فرزندان ابو الحديد مدائنى، يكى از علماى بزرگ و از دقيقترين مورّخان است، از كسانى كه در عصر دوم عباسى( درخشانترين عصر اسلامى ازنظر دستاورد و تأليف)، خوش درخشيد. وى فقيهى اصولى بود و در اين زمينه، آثار مشهورى دارد و متكلّمى مباحثهگر و مناظره كننده بود. مذهب اعتزال را پذيرفت و بر پايه آن، مباحثه و مناظره كرد و به نقد و مناقشه پرداخت. او كتابهايى در مناظره با اشعرى، غزالى و رازى دارد. وى اديبى متخصّص در انواع فنون ادب و نيز در زبان عربى، استوار بود. شاعرى شيرين سخن و شعرش خوش معنا بود. همچنين اديبى خوشنگار، خوش انشا و خوش بيان بود و در اين حوزهها، آثار فراوانى دارد. در مدائن به دنيا آمد و در همان جا بزرگ شد و از شيوخ آنجا درس آموخت و مباحث كلامى را در همانجا آموزش ديد و آنگاه به مذهب معتزله روى آورد و در سال ٦٥٦ يا ٦٥٥ ه، درگذشت( ر. ك: شرح نهج البلاغه: مقدّمه، ص ١٣، سير أعلام النبلاء: ج ٢٣ ص ٣٧٢ ش ٢٦٥).
[٢] ابن ابى الحديد در اين سخن، بر افضليّت و احقّيت على ٧ براى خلافت، تأكيد مىكند كه البته سخنى بجاست؛ گرچه آن حضرت بر پايه اعتقادات شيعه، بر اساس نص به خلافت، منصوب گشته است.