دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣ - ٨/ ٦ عبدالعزيز بن مروان
خونهايى كه براى او يا عليه او ريخته مىشد.
[راوى مىگويد:] مرادشان، على ٧ بود.
٨/ ٥
وليد بن عبد الملك
٣٩٤٠. الإرشاد: وليد بن عبد الملك، روزى به پسرانش گفت: بر شما باد ديندارى! من چيزى را نديدم كه دين، ايجاد كند و دنيا، آن را نابود سازد؛ ولى ديدم كه دنيا بنايى بر پا كرده است، ولى دين، آن را نابود ساخته است. همواره مىشنوم كه ياران و خاندان ما، على بن ابى طالب را بد مىگويند و فضايل او را پوشيده مىدارند و مردم را به دشمنى با او وا مىدارند؛ ولى اين كارها براى او جز نزديكى بيشتر به دلها ايجاد نمىكنند و آنان (ياران و خاندان ما) تلاش مىكنند كه در دل مردم جاى گيرند و اين تلاش، جز موجب دورى آنها از دل مردم نمىگردد.
٨/ ٦
عبدالعزيز بن مروان
٣٩٤١. الكامل فى التاريخ به نقل از عمر بن عبد العزيز: پدرم وقتى سخنرانى مىكرد و مىخواست به على بد بگويد، به لكنت مىافتاد. گفتم: اى پدر! تو در سخنرانى، خوب پيش مىروى؛ ولى هنگامى كه از على ياد مىكنى، مىبينم كه كم مىآورى.
گفت: آيا اين را فهميدهاى؟
گفتم: آرى.