دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٢ - ١٠/ ٤٢ بابا فغانى
|
شهرياراناند اولاد و متابع چون رئيس |
در حريم شه، رئيس و رهنما پيداست كيست |
|
|
گر رود اينجا بسى دعوى باطل، باك نيست |
در شريعت، قاضى روز جزا پيداست كيست |
|
|
يا امامان! ما شفاعتخواه عزّ و ذلّتيم |
حامى ما، روز محشر، جز شما پيداست كيست |
|
|
ديگران مثل سُهايند و شما بدر منير |
هر كجا بدر منير آيد، سُها پيداست كيست.[١] |
|
قرن دهم
١٠/ ٤٢ بابا فَغانى[٢]
١٩. بابا فغانى، شاعر دلسوخته، مىگويد:
|
تا جهانْ بحر و سخنْ گوهر و انسانْ صدف است |
گوهر بحر سخن، مِدحت شاه نجف است |
|
[١] مجالس المؤمنين: ج ٢ ص ١٣١١٣٠.
[٢] بابا فغانى شيرازى، از شاعران قرن نهم و اوايل قرن دهم و معاصر صفويه است. او در شيراز، متولّد شد. سپس به هرات رفت و در آنجا به خدمت جامى رسيد. وى از هرات به آذربايجان رفت. مدّتى در تبريز، اقامت كرد و به دربار سلطان يعقوب آق قويونلو تقرّب جُست. پس از فوت سلطان به شيراز بازگشت و سپس به خراسان سفر كرد و عزلت گزيد. وى غزلهاى سوزناك و دردمندانهاى دارد. بابا فغانى در سال ٩٢٥ ق، درگذشت.