دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢١ - ١٠/ ٥ ام هيثم، دختر اسود نخعى
١٠/ ٥
امّ هيثم، دختر اسوَد نَخَعى[١]
٣٩٩٨. او كه از زنان طرفدار امير مؤمنان بود، در سوگ او چنين سرود:
اى ديده، واى بر تو! يارىمان كن
و بر امير مؤمنان، اشك بريز.
به سوگ كسى گرفتار شديم كه بهترينِ اسبسواران
و رام كنندگان اسب و [بهترينِ] شترسواران بود.
بهترين كسى كه پاىافزار به پا كرد و گام زد
آنكه مثانى (آيههاى كوتاه) و مئين (آيههاى بلند) را خواند.
پيش از كشته شدن او، به خير و خوشى بوديم
چرا كه يار پيامبر خدا را در بين خود مىديديم.
آنكه بدون دو دلى دين را بهپا مىداشت
و روشن، به احكام، حكم مىكرد.
نافرمان از خود را به اتحّاد فرا مىخوانْد
و دست دزدان را قطع مىكرد.
مخفىكننده دانش خويش نبود
و از گردنكشان به حساب نمىآمد.
به جان پدرم سوگند، مردم شهر [كوفه]
با آن همه همصحبتى با او، ما را داغدار كردند.
با تظاهر به اينكه اهل عبادتاند، بر ما نيرنگ زدند
در حالى كه عابدان را چنين شيوهاى نيست.
آيا در ماه روزهدارى ما را داغدار كرديد
به داغ خوبترينِ همه مردم؟
[١] امّ هيثم، دختر اسود( و گفته مىشود دختر عريان) نخعى، از طبقه تابعيان ياران اميرمؤمنان و شاعر بود و جز به نام امّ هيثم، كسى از وى ياد نكرده است. شايد اسمش همان كنيهاش بوده و يا آنكه به كنيه شهرت يافته است.
راويان در گزارش اين قصيده، اختلاف نظر بسيار دارند. بهنظر مىرسد كه بين اين قصيده و قصيده ابو الأسود دُئلى كه بر وزن و قافيه همين قصيده است، در گزارش مورّخان، خلط شده است، بهگونهاى كه پارهاى از آنان، قصيده امّ هيثم را بهطور كامل به ابو الأسود نسبت دادهاند. ظاهرا به جهت يكى بودن وزن و قافيه دو قصيده، از هر كدام، بخشهايى با ديگرى مخلوط شده است( ر. ك: أعيان الشيعة: ج ٣ ص ٤٨٨).