دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٨ - ١٠/ ٥٩ صباى كاشانى
|
آن كه از «نصرٌ من اللّه» هست در دستشعَلَم |
آن كه از «إنّا فتحنا» هست بر فرقش لِوا |
|
|
عطر زلف حور عين، رضوان كند در باغخُلد |
هر غبارى كآورد از كوى او باد صبا |
|
|
«لا فَتى إلّا على، لا سيفَ إلّا ذوالفقار» |
اين، كلام ايزد است و راوى او مصطفى.[١] |
|
١٠/ ٥٩
صباى كاشانى[٢]
٣٧. ملك الشعراى صبا مىگويد:
|
آن منبرى كه خاص نشستِ پيمبر است |
چون از نبى بمانْد تهى، جاى حيدر است |
|
|
اسب و سلاح و جامه و تازانه نبى |
خاص على بُود كه نبى را برادر است |
|
|
موسى مَثَل، محمّد و هارون او على است |
يك زادهاش شَبير و دگر زاده، شَبّر است |
|
[١] ديوان هماى شيرازى( به خط: ميرزا محمد رضا گلپايگانى، ١٣٢٠ ق، سنگى): ص ٦( نقل با گزينش).
[٢] ملك الشعرا محمود بن محمّد حسين عندليب كاشانى، در سال ١٢٢٨ ق، در كاشان متولّد شد؛ ولى خانوادهاش به آذربايجانْ منسوباند. پدر و جدّ او نيز شاعر بودند. محمود خان، گذشته از شعر، در حكمت، حديث، تفسير، علوم ادبى، خط، نقاشى و منبّتكارى نيز دست داشت. ديوان او نزديك به دو هزار و پانصد بيت دارد. وى در سال ١٣١١ ق، درگذشت.