دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣ - ١/ ٢ نخستين مسلمان
[اياس مىگويد:] عفيف كه پسر عموى اشعث بن قيس است و بعدا اسلام آورد و اسلام نيكويى داشت، مىگفت: اگر خداوند، آن روزْ اسلام را به من ارزانى مىداشت، در كنار على بن ابى طالب، سومين مسلمان بودم.
٤٠٥٩. خصائص أمير المؤمنين به نقل از عفيف: در دوران جاهليت به مكّه آمدم و مىخواستم براى خانوادهام از آنجا لباس و عطر بخرم. نزد عبّاس بن عبدالمطّلب كه مردى بازرگان بود رفتم. نزد او نشسته بودم و به كعبه نگاه مىكردم. خورشيد در آسمان، بالا آمده بود. خورشيد، بالاتر آمد و متمايل شد. در اين هنگام، جوانى آمد و به آسمان نگاه كرد و آنگاه، رو به كعبه ايستاد. پس از مدّت كوتاهى، نوجوانى آمد و در سمت راست او ايستاد و بعد از مدّت كوتاه ديگرى، زنى آمد و پشت سرِ آن دو ايستاد. جوان به ركوع رفت و نوجوان و زن هم به ركوع رفتند. جوان، سر بلند كرد و نوجوان و زن هم سر بلند كردند. جوان، سجده كرد، نوجوان و زن هم سجده كردند.
گفتم: اى عبّاس! [چه] چيز شگفتى!
عبّاس گفت: آرى، چيز شگفتى است. مىدانى اين جوان كيست؟
گفتم: نه.
گفت: اين، محمّد بن عبد اللّه، پسرِ برادرم است. مىدانى اين نوجوان كيست؟ اين، على بن ابى طالب، پسرِ برادرم است. مىدانى اين زن كيست؟ اين، خديجه دختر خُوَيلِد، همسر اوست.