دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥١ - ١٠/ ١٢ ابن رومى
اى هند! من عاشق نيستم و فردى چون من
عشق به زنان را ديانت و پرهيزگارى نمىداند.
ولى علاقه به وصى، خيمه
در سينه و در دل زده است.
او چراغِ نوربخش است و كسى است كه
براى هر كه از عذابْ نجات يافت، وسيله نجات است.
اگر عشق به او را كنار بگذارم
در روز قيامت، راه گريزى از گناهانم نخواهم يافت.
به من بگو: آيا راه راست او را رها كنم
از روى نادانى و راه كج را بپيمايم؟
او را چون طلاى ناب مىبينم
و ديگران را درنظر طلاشناسان، بَدَل.
جايگاه او در هر فضلى آشكار است
والاست چون خورشيد و يا چون ماه كامل.
پيامبر در روز غدير، سخنى به او گفت
كه براى شنوندگان، سخن او هرگز مبهم نبود:
«هركس كه من مولاى اويم، اين، مولاى اوست
همچون من»، و اين چنين به افتخار، روى آورد.
همچنين هنگامى كه بتول به گروهى پاسخ «نه» گفت
وقتى از او خواستگارى كردند و با ازدواج با وى، او را بزرگ داشت.
روزى كه سپاهش را مىبُرد، برايش شگفتىهايى اتّفاق افتاد
هنگامى كه از منزلگاه نهروان گذشت.
خورشيد، پس از غروب كردن، برايش باز گشت
با نورى كه از فروزش و درخشندگى برق مىزد.