دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ١٠/ ٨ سيد حميرى
پيامبر ٦ او را برگزيد، گزينشى كه
با آن، گريزانانِ از او به زانو درآمدند.
در روز دوح، دوح[١] غدير خم
ولايت را براى او آشكار فرمود، اگر از آن، اطاعت مىكردند.
امّا مردم با ديگران بيعت كردند
و من هيچ بيعتى را چنان خطر ساز نديدم.
١٠/ ٨
سيّد حِمْيَرى[٢]
٤٠٠٣. او كه از بزرگان شعر در قرن دوم است، مىگويد:
به خدا و نعمتهايش سوگند مىخورم
و البته هركس، مسئول گفتار خويش است
كه [سرشت] على بن ابى طالب
بر تقوا و خوبى سرشته شده است
و او پيشوايى است كه
بر امّت، برترى دارد.
به حقْ سخن مىگويد و حق را اراده مىكند
و باطلها او را به خود، مشغول نمىسازند.
هرگاه كه جنگ، نيزهها را بيرون كشد
و قهرمانان، عقبنشينى كنند
[١] دوح در زبان عربى به خيمه بزرگِ بافته شده از پشم گفته مىشود.( م)
[٢] او اسماعيل بن محمّد بن يزيد بن ربيعه حميرى است كه در سال ١٠٥ ق، به دنيا آمد و خود مىگويد:« من بچّه بودم. روزى شنيدم كه پدر و مادرم از امير مؤمنان بدگويى مىكنند. از نزد آنان بيرون آمدم و گرسنه ماندم و گرسنگى را به بازگشت بر دوباره به نزدشان ترجيح دادم و شبها در مسجد مىخوابيدم؛ چون مىخواستم از آنها جدا شوم و آنها را دوست نمىداشتم». مورّخان بر اين عقيدهاند كه وى، نخست مذهب كيسانى را پذيرفت؛ ولى پس از ديدار با امام صادق ٧ و مناظره با وى، قانع شد و مذهب اماميه را پذيرفت. او در سال ١٧٣ ق، درگذشت و در گورستان جنينه بغداد، دفن شد( ر. ك: ديوان السيّد الحِميرى: ص ٥).