دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٩ - ١٠/ ١٩ متنبى
در آن روز، چشمش راحت و آرام شد
در حالى كه چشمْدرد شديدى داشت.
درِ خيبر را كند و به پيروزى نايل شد
و كوه مَرحَب را درهم كوبيد، آن هنگام كه او را كشت.
تا اين كه مىگويد:
اى پسر ابوطالب! اى كسى كه انگشترى پيامبران را
در حكمت، همچون نگينى!
فضل تو قابل انكار نيست؛ اما ولايت تو
برخى را گلوگير و برخى ديگر را گواراست.
ياد آن، در نزد دوستانت شفاست
و در نزد دشمنانت غم و اندوه.
مانند پرندگان كه برخى در باغهاى شكوفهدار
به گلها لبخند مىزنند و برخى ديگر در قفسهايند.
١٠/ ١٩
مُتَنَبّى[١]
٤٠٢٢. او از شاعران برجسته است. به وى گفته شد كه: چرا امير مؤمنان على بن ابى طالب را مدح نمىكنى؟ گفت:
مدح وصى را به عمد، ترك كردم
چون كه نورى گسترده و فراگير بود.
[١] احمد بن حسين بن حسن جُعْفى كِنْدى، معروف به متنبّى، شاعرى كوفى بود. او به آموختن فنون ادب پرداخت و در همه آنها متخصّص گشت و شعرش بسيار در اوج است. دانشوران به ديوانش توجّه كردهاند و بيش از چهل شرح بر آن نوشتهاند و به ديوان هيچ كس، چنين توجّهى نشده است. وى در سال ٣٠٣ ق، به دنيا آمد و در سال ٣٥٤ ق، در بغداد كشته شد( ر. ك: وفيات الأعيان: ج ١ ص ١٢٠، الأنساب: ج ٥ ص ١٩١).