دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠١ - ٢/ ١١ زينت زهد
كن». آن را قطع كرد و لبهاش را برگردانْد. سپس [دوباره آن را] پوشيد و رفت.
٤١٥٢. امام على ٧: به خدا سوگند، آن قدر اين جُبّه را پينه زدهام كه از پينهزنِ آن خجالت مىكشم. كسى به من گفت: آيا آن را از خودت دور نمىكنى؟ گفتم: رهايم كن. شبروان، در پگاهان، خدا را سپاس مىگويند.
٤١٥٣. تاريخ دمشق به نقل از علاء: على ٧ سخنرانى مىكرد. فرمود: «اى مردم! به خدا سوگند، خدايى كه جز او خدايى نيست، از مال شما كم يا زياد، جز اين (شيشه عطرى كه از جيب خود درآورد) برنگزيدم و آن را هم كدخدايى به من هديه داد».
٤١٥٤. امام صادق ٧: از دو كار الهى كه براى على ٧ پيش مىآمد، هرگز جز آن كه سختتر بود، برنمىگزيد و تا زمانى كه نزد شما [عراقيان] بود، از دستْرنج خود كه از مدينه آورده بود، مىخورد و هرگاه قاووتى را برمىگزيد، آن را در كيسهاى قرار مىداد و بر آن، مُهر مىزد تا [از سوى نزديكانش] چيزى بر آن افزوده نشود. چه كسى در دنيا از على ٧ زاهدتر بود؟!
٤١٥٥. امام صادق ٧: محمّد بن على بن حسين (امام باقر ٧) نقل كرد: «هنگامى كه حسين ٧ عازم كوفه شد، ابن عبّاس نزدش آمد و او را به خدا و به حقّ خويشاوندى سوگند داد كه كشته در طف نباشد.
حسين ٧ فرمود:" [من] از تو به محلّ كشته شدنم آگاهترم و از دنيا، جز جدايى آن را نمىخواهم. اى ابن عبّاس! آيا نمىخواهى ماجراى امير مؤمنان و دنيا را براى تو بازگو كنم؟".