مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ١١٢ - ٣ تمثيل
مثال ديگر: نفوس فلكيه و ملائكه مدبّره سماويّه است، زيرا كه آن نفوس نيز از بابت لطافت موادّ بلكه ابدان در خروج از قوّه به فعليّت در تحولات [١] ذاتيه و حركات شوقيه به مبادى ذاتيه و مقومات باطينه عقليه بلكه الهيه اكتفا كند.
مثال ديگر نفوس انبياء عليهم السلام است كه از جهت لطافت تركيب عناصر و اعتدال مزاج و طهارت طينت در حصول كمالات نفسانيه و خصائل مرضيه و معارف عقليه الهيه به افاضه مبدء المبادى و استعداد ذاتى مستكفى بودهاند با اختلاف درجات نفوس قدسيّه ايشان در عروج به مراتب باطن و وصول به مدارج حقائق. ﴿و لقد فضّلنا بعض النّبيين على بعض﴾ [٢] بخصوص حضرت خاتم انبياء عليه آلاف التحية و الثناء كه در تكميل نفس قدسيه خود از خارجى بشرى در هيچ علمى از علوم استفاده نفرموده بود.
﴿يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ﴾ [٣] نفس ناطقه قدسيه آن بزرگوار در اضائه و اشراق صور علميه ربانيّه و معارف الهيه سبحانيه پروردگار خود كه در مرآت قلب معنوى آن بزرگوار مثل پرتو آفتاب كه در آيينه صافى از كدورات ظاهر گرديده بود، اكتفا فرموده بود [٤] و انواع معارف الهيه و حكم ربانيه از منبع قلب معنوى و نفس ناطقه آن حضرت در لسان معجز بيانش جارى بود. ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً﴾. [٥]
تامّه موجودى بود كه از همه قوّه كه از جهت قوّه خارجه و امكان استعدادى خالى باشد و او را حالت انتظارى در حصول كمالات نباشد، بلكه جميع كمالات او كه به حسب قوّه عقليه و امكان ذاتى قابل آنها است و حصول آن كمالات در او ممكن است و ممتنع نيست در اوّل وجود و فطرت اوّلى به افاضه اصل وجود او به نحوى از تبعيّت [٦] به حسب مفهوم و عنوان و بطورى از اتّحاد بلكه عينيت به حسب مصداق و حقيقت بر او اضافه شود.
[١]. تحويلات (س).
[٢]. الاسراء/ ٥٥.
[٣]. النور/ ٣٥.
[٤]. فرموده است بوجود (س).
[٥]. الاحزاب/ ٥٦.
[٦]. تثبيت (س).