مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ١١٤ - ٤ توضيح و انارة
السماوات و الارض و لا يعلمون] ان الله خلق آدم و ابليس.» [١]
و طائفه ثانيه را خداوند ايجاد فرمود تا وسائط جود و رحمت و حجب جلال و عظمت او باشند و صفت ربوبيت به مظاهر وجودات آنها ظاهر گردد. پس [٢] اين طائفه را التفات تربيت مادون خود است، بخلاف طائفة اولى.
و اين هر دو طائفه شريكند در اينكه نه در اصل وجود و نه در كمالات وجود بجز خداوند به شيئى از ايشان محتاج نيستند و ممتازند به اينكه طائفه اولى چنان مستغرقند در بحر مشاهده جمال ازلى، كه التفات به تربيت مادون خود نيز ندارند، با اينكه حقيقت تربيت و ظهور ربوبيت در آنها اقوى است، زيراكه ربوبيت آنها در ربوبيت حق فانى است و اينان را در لسان حكمت الهيه «عقول طوليه» نامند. و طائفه ثانيه به تربيت مادون خود التفات دارند و اينان را در لسان حكمت متعاليه اشراقيه «عقول عرضيه متكافئه و ارباب انواع» نامند. و در زبان حكمت بيان افلاطون الهى [٣] به مثل الهيه مذكور، و در زبان ديگران كه پس از افلاطون بودهاند، به «مثل افلاطونيه» مشهورند. و التفات اينان به ربوبيت مادون خود از جهت آن است كه بعدى از مقام ربوبيت مطلقه دارند و از درجه هويت اطلاقيه حق [٤] اول دور افتادهاند، زيرا كه وجود امكانى هر چه از جهت اطلاق و افاضه دور شوند، جهت فناء و استهلاك از او ضعيف شود و بقاى بحق فتور يابد، زيرا كه فناى وجود امكانى و بقاى او در مشاهده جمال و جلال حق ناشى از صفاى اوست، و صفاى او ناشى از قوت اوست، لهذا هر چه وجود امكانى اقوى بود فنا و استهلاك در او اعلا باشد و هر چه فنا در او اعلا بود، بقاى بحق اكمل باشد.
از اينجاست كه ولايت هر نبى بر نبوت او مقدم است و از مقام نبوت او اعلاست، زيرا كه حقيقت ولايت متقدم به مجرد فناى ماسوى است از نظر مشهود عارف سالك كه ملازم است با بقاى او به صفات حق، اگر فنا فناى در صفات بود و يا بقاى بحق اگر فناى او فناى در
[١]. ابن ابى جمهور الاحسايى، عوالى اللئالى العزيزية فى الاحاديث النبوية، الجملة الثانية من الخاتمة، الحديث ١٤٤، ج ١، ص ١٠٠. قريب بها فى بحار الانوار كتاب السماء و العالم، باب العوالم، الحديث ٤٣ و ٤٦، ج ٥٧ ص ٣٤٨ و ٣٤٩.
[٢]. كرد و يقال (س).
[٣]. دليل (س).
[٤]. «احد» او «اجل» (م).