جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٨٨ - غزل ١٦٨ دلا! بسوز، كه سوز تو كارها بكند
پاسى از شب بيدار باش در حالى كه اين دستور اضافى مخصوص توست، اميد است پروردگارت تو را به مقام پسنديده اى بر انگيزد و بگو: پروردگارا! مرا [در هر امرى] به صدق و راستى وارد و نيز خارج بگردان و از جانب خود حجّت روشنى كه همواره مددكارم باشد عطا نما.).
بخواهد بگويد:
|
طفيلِ هستىِ عشقند آدمىّ و پرى |
ارادتى بنما، تا سعادتى ببرى |
|
|
مىِ صبوح وشكر خوابِ صبحدم تا چند؟ |
به عذرِ نيم شبى كوش و ناله سحرى |
|
|
مرا در اين ظلمات آن كه رهنمايى داد |
دعاى نيمه شبى بود و گريه سحرى[١] |
|
و بگويد:
|
عتابِ يارِ پرى چهره، عاشقانه بكش |
كه يك كرشمه، تلافىّ صد جفا بكند |
|
آرى، بشر هر قدر ايمانش به پروردگار قويتر و توجّهاش به او زيادتر و خواستهاش عالى تر باشد، خداوند او را بيشتر در بوته امتحان و آزمايش قرار مى دهد؛ كه: أَ حَسِبَ «النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا: آمَنَّا، وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ؟!.»[٢]: (آيا مردم گمان مى كنند همين كه بگويند: «ايمان آورديم» رها شده و امتحان نمى شوند؟!.).
و هنگامى كه ايمانش مورد قبول الهى قرار گيرد، داراى اخلاقها و كمالاتى پسنديده خواهد شد؛ كه:
١٢١٣
«لا يَكْمُلُ ايمانُ الْمؤْمِنِ حَتّى يَعُدَّ الرَّخاءَ فِتْنَةً، وَالْبَلاءَ نِعْمَةً.»
[٣]: (ايمان هيچ بنده اى كامل نمى شود، تا اينكه خوشى را آزمايش و بلا و گرفتارى را نعمت به حساب آورد.- نيز:
١٢١٤
«اذا رَأَيْتَ اللّهَ سُبْحانَهُ يُتايِعُ عَلَيْكَ الْبَلاءَ، فَقَدْ أَيْقَظَكَ.»
[٤]: (وقتى.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٨٢، ص ٤١٧.
[٢] - عنكبوت: ٢.
[٣] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب البلاء، ص ٣٨.
[٤] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب البلاء، ص ٣٨.