جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٧ - غزل ١٢٤ آن كس كه به دست، جام دارد
٣٣٧٥
عَرَفَكَ.»
[١]: (خدايا! از تو در خواست مى كنم به معانى تمام آنچه صاحبان امرت تو را بدان مى خوانند ... از تو مسئلت دارم به [حقّ] مشيّتى كه در [مورد] ايشان جارى نموده، و در نتيجه ايشان را معدن كلمات و پايههاى توحيد و نشانه ها و مقامهاى خويش قراردادى كه در هيچ جا تعطيلى بر آنها نيست، و تمام كسانى كه تو را مى شناسند به آنها مىشناسند.) صاحبان جامِ ميكده حضرت حق سبحانه كه داراى مقام ولايت كلّى الهى هستند، به طالبين اين راه شراب تجلّيات او را عنايت مى كنند، لذا بايد آب حيات را از آن بزرگواران طلب نمود، خواجه هم مى گويد: «در ميكده جو، كه جام دارد».
|
سَرْ رشته جان به دوست بگذار |
كاين رشته از او نظام دارد |
|
اى خواجه واى سالك راه حقّ سبحانه! سر رشته جان و هستى خويش را كه از اوست و گمان مى كنى از توست- چون مخلَصين (به فتح لام)- به حضرتش ده؛ چرا كه خداوند مى فرمايد: «ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها، إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ».[٢]: (هيچ جنبنده اى نيست جز آنكه [موى] پيشانى [و زمام تمام امورش] به دست خداست، همانا پروردگار من بر راه راست استوار است.- در دعا آمده كه:
٩٣٤
«أنْتَ الْفاعِلُ.
لِماتَشآءُ، تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ بِماتَشآءُ كَيْفَ تَشآءُ، وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِماتَشآءُ كَيْفَ تَشآءُ، وَلا تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ، وَلا تُنازَعُ فى مُلْكِكَ، وَلا تُشارَكُ فى أمْرِكَ، وَلا تُضادُّ فى حُكْمِك، وَلا يَعْتَرِضُ عَلَيْكَ أَحَدٌ فى تَدْبيرِكَ، لَكَ الْخَلْقُ وَالأمْرُ، تَبارَكَ اللّهُ [تبارَكْتَ، يا] رَبُّ الْعالَمينَ!»
[٣]: (تويى كه هرچه بخواهى مى كنى، هركس را به هرچه و به هر صورت بخواهى عذاب مى كنى، و هركس را به هر چه و به هر صورت كه بخواهى رحم مى كنى، و از كار خود مورد بازخواست قرار.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٦٤٦.
[٢] - هود: ٥٦.
[٣] - اقبال الاعمال، ص ٦٩.