جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٦٨ - غزل ١٧٦ دادگرا! فلك تو را، جرعه كش پياله باد!
|
اى مَهِ برجِ معدلت، مقصدِ كل ز آدمى |
باده صاف دائمت، در قدح و پياله باد! |
|
اى رسول گرامى! واى ماه برج عدالت عالم هستى كه با انوار گفتار خود بشر را به عدل و قسط در تمام امور ظاهرى و معنوى به امر الهى دعوت نمودى، كه: «قُلْ: أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ.»[١]: (بگو: پروردگارم به من دستور داده كه به عدالت رفتار كنم.).
واى مقصد از آفرينش آدم و عالم كه در حق حضرت خداوند (بنابر نقل) فرموده:
١٢٦٩
«يا عَبْدى! انْتَ الْمُرادُ وَ الْمُريدُ، و انْتَ خِيْرَتَى مِنْ خَلْقى. وَ عِزَّتى وَ جلالى، لَوْلاكَ، ما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ.»
[٢]: (اى بنده من، تنها تويى مقصود و [برترين] مريد من، و تويى برگزيده من از مخلوقات. به سر افرازى و بزرگىام سوگند، اگر تو نبودى، جهان و جهانيان را نمى آفريدم.).
الهى كه همواره دين و كتاب و سنّت تو روشنى بخش راه باده نوشان و اهل دل باد تا در اثر عمل به آن به كمالات معنوى نايل آيند! كه: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ.»[٣]: (بدرستى كه اين قرآن به راه و روشى كه استوار است هدايت مى كند.) و: «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ، وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا، وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ.»[٤]: (و بدينسان روحى را كه از [عالم] امر ما نشأت گرفته به تو وحى مى كنيم. تو نمى دانستى كه نه كتاب چيست و نه ايمان، ليكن آن را به صورت نورى قرار داديم كه هر كدام از بندگانمان را كه بخواهيم به وسيله آن هدايت مى كنيم، و قطعاً تو [مردم را] به راه راست هدايت مى كنى.).
و ممكن است مصرع دوّم دعاى به رسول اللّه ٦ باشد و بخواهد بگويد: الهى كه همواره از باده زلال معرفت و مشاهدات دائمى و سرشار حضرت محبوب و.
[١] - اعراف: ٢٩.
[٢] - بحار الانوار، ج ١٥، ص ٢٨.
[٣] - اسراء: ٩.
[٤] - شورى: ٥٢.