جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٠١ - غزل ١٧٠ دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان كرد
و بگويد: حالات و مشاهداتى كه در منازل سير براى سالك رخ مى دهد، تا به منزل مقصود نايل نگرديده ثابت ماندنى نيست، و نبايد به آنها دلبستگى پيدا كند، بلكه بايد به عنايات پى در پى و فضل و رحمت حضرت دوست نظر داشته باشد؛ كه: «قُلْ: بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا، هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ.»[١]: (بگو: فقط به فضل و رحمت الهى شادمان باشيد، كه آن از تمام آنچه جمع مى نمايند بهتر است.) در جايى مىگويد:
|
به رحمتِ سرِ زلفِ تو واثقم ورنه |
كشش چو نبوَد از آن سو، چه سود كوشيدن؟[٢] |
|
اينجاست كه محبوب از وى دستگيرى خواهد كرد و دوام ديدارش مى بخشد.
|
آنچه سعى است من اندر طلبت بنمودم |
اين قدر هست كه تغييرِ قضا نتوان كرد |
|
محبوبا! براى نايل شدن به وصالت تمامى سعى و كوشش خود را به كار گرفتم؛ چرا كه فرموده بودى: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا، لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا.»[٣]: (حتماً كسانى را كه در [راه خشنودى] ما مجاهدت كردند به راههايمان راهنمايى مى كنيم.) با اين همه در مقابل خواستهات مرا اختيارى نيست؛ كه:
١٢٢٣
«أَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَيْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ.»
[٤]: (حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه چيزى نمى تواند قضا و اراده حتمى او را دفع نمايد.).
گويا مى خواهد بگويد: هنوز وقت آن نرسيده كه به وصالت راهنمايم شوى، وگرنه در وعدههاى حضرتت ترديدى نيست، و بگويد:
[١] - يونس: ٥٨.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٨٣، ص ٣٥٠.
[٣] - عنكبوت: ٦٩.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٣٣٩.