جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٨ - غزل ١٢٣ از سر كوى تو هر كو به ملالت برود
روى گرداند، مسلّماً زندگانى تنگ و سختى براى او خواهد بود.) خواجه هم مى گويد:
«از سر كوى تو هر كو به ملالت برود ...» در جايى مى گويد:
|
جان فداى تو كه هم جانى و هم جانانى |
هر كه شد خاكِ درت، رست ز سر گردانى |
|
|
سرسرى از سر كوى تو نيارم برخاست |
كارِ دشوار نگيرند بدين آسانى |
|
|
خام را طاقت پروانه دلْ سوخته نيست |
نازكان را نرسد شيوه جان افشانى[١] |
|
و در جايى خبر از استوارى در راه خدا داده و مى گويد:
|
منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن |
منم كه ديده نيالودهام به بد ديدن |
|
|
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم |
كه در طريقت ما، كافرى است رنجيدن[٢] |
|
|
سالك از نور هدايت طلبد راه به دوست |
كه به جائى نرسدگر به ضلالت برود |
|
آرى، كسانى مى توانند در راه دوست قدم استوار دارند كه با عنايت و راهنماييهاى او سير نمايند؛ كه: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ.»[٣]: (براستى كسانى را كه ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دهند، پروردگارشان به واسطه ايمانشان هدايت مى فرمايد.- همچنين: «فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ، فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ، وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً.»[٤]: (پس امّا كسانى كه به خدا ايمان آورده و به او چنگ زنند، بزودى خداوند آنان را در رحمت و تفضّلى از ناحيه خود داخل نموده، و در راه راست به سوى خود رهنمون مى گردد.).
بنابراين، امكان ندارد سالك براى رسيدن به ديدار حضرت دوست جز به نور حقّ و فرامينى كه او دستور داده قدم بردارد؛ زيرا با هوا و هوس و خشنودى خويش.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٥٢، ص ٣٩٥.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٨٣، ص ٣٥٠.
[٣] - يونس: ٩.
[٤] - نسا: ١٧٥.