جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٤٩ - غزل ١٦٢ خسروا! گوى فلك در خم چوگان تو باد!
در اين راستا آفريده، و بايد خاضع در مقابل عظمتش باشند؛ لذا مى گويد:
|
نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد |
هرچه در عالمِ امر است به فرمانِ تو باد! |
|
اى رسول خدا، الهى كه نه فقط تمامى موجودات اين عالم، بلكه آنچه به امر الهى تحقق يافته؛ كه: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً، أَنْ يَقُولَ لَهُ: كُنْ، فَيَكُونُ.»[١]: (هرگاه خداوند بخواهد چيزى [موجود شود]، تنها به او مى گويد: موجود شو، و آن پديد مى آيد.) همگى در فرمانت باشند (كه هستند)
|
حافظِ خسته به اخلاص، ثنا خوانِ تو شد |
لطفِ عامِ تو شفا بخش ثنا خوانِ تو باد! |
|
اى رسول گرامى ٦! آنچه درباره تو ٦ گفتم، گفتارى خالصانه بوده و از اعتقاد درونىام به حضرتت ريشه گرفته. اميد است كه ثناى خالصانه مرا بپذيرى و مرا كه خسته و بيمار هجران دوست هستم به الطاف شامل و عالم گير خود مورد تفقّد قرار دهى، و با دارويى كه به وصال او دست يابم، دلم را شفا بخشى.
[١] - يس: ٨٢.