جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٨ - غزل ١٦١ حسن تو هميشه در فزون باد!
خواجه، در اين غزل از آغاز تا انتها در مقام دعا براى معشوق و نفرين بر منكرين او بوده، و با اين بيان در مقام اظهار اشتياق و تمنّاى ديدار او بر آمده و مى گويد:
|
حُسن تو هميشه در فزون باد! |
رويت همه ساله لاله گون باد! |
|
|
اندر سَرِ من هواى عشقت |
هر روز كه هست، در فزون باد! |
|
الهى كه همواره حسن و جمال تو برايم جلوه گر و برقرار، و در بر افروختگى و جذّابى بوده باشد تا مشاهدهات بنمايم! و هواى عشق ديدارت افزون باد تا لحظه اى بىيادت نباشم.
بخواهد با اين بيان بگويد:
١١٨٥
«اطْلُبْنى بِرَحْمَتِكَ حَتّى اصِلَ الَيْكَ، وَاجْذِبْنى بِمَنّكَ حَتّى اقْبِلَ عَلَيْكَ.»
[١]: (معبودا! با رحمتت مرا بطلب تا به تو واصل شوم، و باعطا و احسانت مرا جذب نما تا يك جهت به تو روى آورم.) در جايى در مقام تجليل از حُسن و جمال محبوب مى گويد:
|
به حُسن و خُلق و وفا! كس به يارِ ما نرسد |
تو را در اين سخن انكارِ كارِ ما نرسد |
|
|
اگرچه حُسن فروشان به جلوه آمدهاند |
كسى به حسن و ملاحت به يارِ ما نرسد[٢] |
|
و نيز در جايى مى گويد:.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٥٠.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٣٩، ص ١٢٧.