جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٩ - غزل ١٢١ اگر آن طاير قدسى ز درم باز آيد
خواجه در اين بيت به خود خطاب كرده و مى گويد: تنها چيزى كه آرزويت را برآورده مى سازد، همّتت در اين راه مى باشد، همّتى به دست آر تا درهاى بسته به رويت گشوده، و به ديدار دوست نايل گردى؛ كه:
٩١٧
«مَنْ لَمْ يَكُنْ هَمُّهُ ما عِنْداللّهِ سُبْحانَه، لَمْ يُدْرِكْ مُناهُ.»
[١]: (هركس همّ و غمّش آنچه كه در نزد خداوند سبحان است [كمالات والاى انسانى] نباشد، به آرزوى [معنوى] خود نمى رسد.- نيز:
٩١٨
«مَنْ شَرُفَتْ هِمَّتُهُ، عَظُمَتْ قيمَتُهُ.»
[٢]: (هركس همّتش بلند باشد، ارزشش [در نزد خدا و اولياى او و مردم] زياد مى شود.- به گفته خواجه در جايى:
|
زهى خجسته، زمانى كه يار باز آيد |
به كام غمزدگان، غمگسار باز آيد |
|
|
در انتظار خدنگش همى طپد دلِ صيد |
خيال آنكه به رسمِ شكار باز آيد |
|
|
مقيم بر سر راهش نشستهام چون گَرْد |
به آن هوس كه بر اين رهگذار باز آيد[٣] |
|
[١] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب الهمّة، ص ٤٢٣.
[٢] - فهرست موضوعى غرر و درر، بالهمّة، ص ٤٢٤.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٨٢، ص ٢٢٢.