جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٧ - مقدمه نقش استاد در تربيت سالك
|
خوش مى دهد نشان جلال و جمال يار |
خوش مى كند حكايت عزّو وقار دوست[١] |
|
\*\*\*
|
دى پير مِى فروش كه ذكرش به خير باد |
گفتا شراب نوش و غم دل بِبر زياد |
|
|
گفتم به باد مى دهدم باده، نام و ننگ |
گفتا قبول كن سخن و هرچه باد باد[٢] |
|
(ناگفته نماند كه همه اين غزل راهنمايى است از استاد) در غزلى ديگر مى گويد:
|
پير گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان |
رخصت خبث نداد ورنه حكايتها بود[٣] |
|
\*\*\*
|
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت |
آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد[٤] |
|
\*\*\*
|
نخست موعظه پير مى فروش اين است |
كه از معاشر ناجنس احتراز كنيد[٥] |
|
\*\*\*
|
روز اوّل كه به استاد سپردند مرا |
ديگران را خرد آموخت، مرا مجنون كرد[٦] |
|
\*\*\*
|
دوش با من گفت پنهان، كاردانى تيز هوش |
كز شماپنهان نشايد داشت راز مى فروش |
|
|
گفت آسان گير بر خود كارها كز روى طبع |
سخت مى گيردجهان برمردمان سخت كوش[٧] |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ٦٢، غزل ٣٦.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ١٥٣، غزل ١٧٨.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ١٧٢، غزل ٢٠٦.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ١٨٢، غزل ٢٢٠.
[٥] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ٢٠٢، غزل ٢٥١.
[٦] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ٢٢١، غزل ٢٨٠.
[٧] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، ص ٢٦٦، غزل ٣٥١.