جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٢ - غزل ١٣٥ بخت از دهان يار نشانم نمى دهد
در معناى اين غزل سه احتمال مى توان تصوّر نمود:
١- هنوز مشاهده اى براى خواجه دست نداده، تقاضاى آن را مى نمايد.
٢- وصال و شهودى داشته، تمنّاى تكرار آن را مى نمايد.
٣- در منزلت فناء قرار داشته، مقام بقاء را تقاضا مى نمايد.
بيت سوّم تا آخر غزل احتمال دوّم را تقويت مى نمايد، و بيت اوّل و دوّم احتمال سوّم را به اعتبار «دهان» و «بوسه لب»، نظر به اينكه دو احتمال اوّل قوى تر به نظر مىرسد، بيشتر بيان ما در مقام بيان آن دو است. مىگويد:
|
بخت از دهانِ يار نشانم نمى دهد |
دولت، خبر ز راز نهانم نمى دهد |
|
محبوبا! عمرى است مى كوشم تا از حضرتت خبرى يابم و از ديدارت بهره مند شوم، ولى افسوس كه بخت و لطيفه الهىام را غبارهاى عالم طبيعت مستور ساخته و نمى توانم از گفتار شكّرينت بهرهمند شوم، و يا از دولت ديدارت حياتى تازه يابم و به راز پنهان عالم و خود اطلاع پيدا كنم و با تمام تجلّى، با كثرات مشاهدهات بنمايم.
بخواهد بگويد:
١١١٢
«الهى! مَنِ الَّذى نَزَلَ بِكَ مُلْتَمِساً قِراكَ فَما قَرَيْتَهُ؟! وَمَنِ الَّذى أَناخَ بِبابِكَ مُرْتَجِياً نَداكَ فَما اوْلَيْتَهُ؟! أَيَحْسُنُ انْ ارْجِعَ عَنْ بابِكَ بِالخَيْبَةِ مَصْرُوفاً، وَلَسْتُ اعْرِفُ سِواكَ مَوْلىً بِالاحْسانِ مَوْصُوفاً؟!»
[١]: (معبودا! كيست كه در طلب پذيرايىات بر تو فرود آمد و.
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٤.