جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٠٨ - غزل ١٣٢ به سر جام جم آنگه نظر توانى كرد
خواجه در اين غزل، خود و سالكين را راهنمايى به امورى كه در طريق سير الى الله براى هر راهرو لازم است نموده و مى گويد:
|
به سرّ جام جم آنگه نظر توانى كرد |
كه خاك ميكده، كُحلْ بصر توانى كرد |
|
اى سالك! و يااى خواجه! زمانى به اسرار عالم غيب و شهود، و يا شناساسى خويش و قرب و انس با حقّ آگاه خواهى شد كه اخلاص در عبوديّت را پيشه خود سازى؛ كه:
٩٨٨
«تَقَرُّبُ الْعَبْدِ الَى اللّهِ سُبْحانَهُ، بِاخْلاصِ نِيَّتِهِ.»
[١]: (نزديكى جستن بنده به خداوند سبحان، با اخلاص نيّت و پالودن درون ميسّر مى گردد.- يا:
٩٨٩
«عِنْدَ تَحْقيقِ الاخلاصِ تَسْتَنيرُ البَصآئِرُ.»
[٢]: (تنها هنگام تحقّق يافتن اخلاص است كه ديدگان دل روشن مى گردد.- نيز:
٩٩٠
«فازَ بِالسَّعادَةِ مَنْ أَخْلَصَ الْعِبادَةَ.»
[٣]: (هركس در عبادت اخلاص ورزد به سعادت و نيكبختى نايل و كامياب مى گردد.- همچنين:
٩٩١
«مَنْ رَغِبَ فيما عِنْدَ اللّهِ، أَخْلَصَ عَمَلَهُ.»
[٤]: (هركس نسبت به آنچه نزد خداوند است [كمالات والاى انسانى] تمايل داشته باشد، عملش را خالص مى گرداند.- يا:
٩٩٢
«مَنْ اخْلَصَ، بَلَغَ الآمالَ.»
[٥]: (هركس اخلاص ورزد، به آرزوها [ى دنيوى و اخروى و معنوى خويش] مىرسد.).
و ممكن است بخواهد بگويد: هنگامى مى توانى به اسرار عالم غيب و شهود و يا شناسايى خويش آگاه گردى كه به كلّى فناى خويش را در يابى ..
[١] - فهرست موضوعى غرر و درر، باب الاخلاص، ص ٩٢.
[٢] ( ٢، ٣، ٤، ٥) فهرست موضوعى غرر و درر، باب الاخلاص، ص ٩٣.
[٣] ( ٢، ٣، ٤، ٥) فهرست موضوعى غرر و درر، باب الاخلاص، ص ٩٣.
[٤] ( ٢، ٣، ٤، ٥) فهرست موضوعى غرر و درر، باب الاخلاص، ص ٩٣.
[٥] ( ٢، ٣، ٤، ٥) فهرست موضوعى غرر و درر، باب الاخلاص، ص ٩٣.