رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٨٣ - باب بداءة القول في الطهارات
چهل و هفتم: جمعى[١] محققين از متأخرين، اعاده وضو معذور را- كه در وقت ضرورت به جهت تقيه به غسل رجلين يا مسح بر حائل مثل خفّ و غير آن واقع شده باشد، بعد از زوال عذر مستحب، و استحباب را اقرب شمردهاند، و أقرب، بلكه اصح پيش من وجوب اعاده است، چه رفع حدث در وضوى اضطرارى على الاطلاق نيست، بلكه مقيّد است به غايتى كه آن زوال عذر و ارتفاع اضطرار است، همچنان كه در باب تيمم معلوم خواهد شد إن شاء اللّه تعالى.
و حكم وضوى صاحب جبيره و وضوى مسافر، كه به ضرورت شدّت سرما يا به جهت عدم تخلّف از رفقه[٢]، در محل خوف، بر موزه يا جوراب مثلًا مسح كرده باشد، نيز همين حكم را دارد.
و همچنين حكم وضوى مريضى كه ديگرى را متولّى غسل و مسح ساخته باشد.
و بعضى ميان تقيه و ساير اعذار فرق كرده[٣]، اين حكم را به غير تقيه تخصيص كردهاند و اين فرق تحكّم است.
چهل و هشتم: جنب را از براى اكل و شرب در حال جنابت، وضو سنت است.
اين است چهل و هشت موضع، كه در اين مقام در كلام اصحاب داير، و ميان متأخرين مشهور است.
[٤٥] و من مىگويم: چند موضع ديگر در اين باب هست، كه در اين مقام نشمردهاند و در مقامات متفرّقه ذكر كردهاند:
[١]. چنين است در« الف».
[٢]. رفقه جمع رفيق است به معناى هم سفر.
[٣]. چنين است در« الف» و صحيح ظاهراً:« گذارده» است.