رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٤٤٤ - باب اول در بيان كيفيت تضمن آيات سوره جمعه بر فريضه مزبوره
دلالت بر مقصود نمايد- بدون ضرورت دليل عقلى يا نقلى- مردمان را گمراه كرده، خود نيز از حق دور مىشود، و لطف الهى كه او را به راه راست مىدارد، نسبت به او كم مىشود، لهذا فرموده: «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».
پس هرگاه اين مقدمات ثابت و مبيّن شد، پس مخفى نماند كه اين آيه كريمه از ادَلّ آيات است بر تحريض به نماز جمعه به بهترين وجهى از وجوه تحريض و چون بر مخاطبين معلوم بود كه جمعى كثير از يهود، با وجود آن كه علم به احكام تورات داشتند، و واجبات و محرّمات و احكام او را از تورات دانسته بودند، عمل به بعضى احكام نمىكردند، و مرتكب تحليل ما حرّم اللّه و تحريم ما احلّ اللّه مى شدند، و بدون حجّتى تأويل آيات و تحريف كلم از مواضع خود مىنمودند[١]. حتى آن كه عمل به «سبت»[٢] را نيز تحريف كردند، كه حق- عزّ شأنه- واجب گردانيده بود بر ايشان كه در روز شنبه مشغول عبادت شوند، و به هيچ شغلى نپردازند به تخصيص شكارى ماهى[٣] و ايشان حيله كردند و در روز شنبه ترك عبادت كردند، و حوضها و نهرها كه پر از ماهى بود در روز شنبه، راه بيرون رفتن آن را بستند و در روز يكشنبه شكار كردند و مرتكب نهى الهى شدند، حق- عزّ شأنه- تحذير مى فرمايد اين امّت را از آن كه ايشان مبادا بكنند مثل آنچه يهود كردند.
پس اول مذمّت يهود فرمود بر عمل بدى كه كردند، تا آن كه اين امّت نيز متنبّه شوند از آن كه مثل كارهايشان نكنند و بدانند كه چنانچه بنىاسرائيل تجاوز از «سبت» كردند و
[١]. طبق آنچه در سوره نساء، آيه ٤٦، و سوره مائده، آيه ١٣ و ٤١ آمده است.
[٢]. اشاره به آيه كريمه:« وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ»( بقره، آيه ٦٥).
[٣]. در نسخه چنين آمده است. ظاهراً صحيح« به خصوص شكار ماهى» است.