رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣٢٩ - باب دوم آداب الاستنجاء
طلا و نقره و جواهر نفيسه معادن، نزد اصحاب ما- رضوان اللّه تعالى عليهم- ملحق به محترمات نيست و استعمال آنها در استنجاء جايز است و من مىگويم كه: اين حكم بعيد است، جواهر مذكوره چگونه به محرمات ملحق نباشد با آنكه در ادويه قلبيّه و مطعومات محترمه داخل است. و نيز در حديث نزع انگشترى- كه نگين آن از زمرّد بوده باشد- از دست، در حال استنجاء، وارد است[١] به جهت احترام و احاديث تختّم به خواتيم عقيق و ياقوت و فيروزه و زمرّد دلالت بر كمال احترام دارد.
و بالجملة، احوط و اشبه آن است كه استعمال مذكورات در استنجاء جايز نيست.
[١٠٩] مسألة: استنجاء به زجاج- يعنى شيشه- يا به جسمى كه صقالت[٢] داشته باشد يا جسمى كه زلج بوده باشد- به تحريك زا و لام قبل از جيم- يعنى لغزنده، مجزى نيست؛ چه قالع عين نجاست نمىتواند بود، پس اگر جسمى صقيل يا زلج مستعمل شود، بعد از آن، استنجاء به آب متعيّن خواهد بود، اگر نجاست منتشر شده باشد.
[١١٠] مسألة: جلد حيوان طاهر مجزى است، خواه مأكول اللحم و خواه غير مأكول اللحم و ميان مدبوغ و غير مدبوغ فرق نيست ما دام كه مشوى[٣] نباشد؛ چه مشوى داخل مطعوم است و علامه در نهاية[٤] مىگويد: غير مشوى نيز هرگاه دباغت نيافته باشد، احتمال دارد كه مجزى نباشد.
[١١١] مسألة: مذهب سيد مرتضى- رضي اللّه تعالى عنه- در مصباح[٥] و شيخ
[١]. نقل نمود آن را محدّث كاشانى در وافى، ج ٦، ص ١٢٥، ذيل ح ١٠.
[٢]. صقالت: صاف بودن جسم.
[٣]. مشوي: يعنى گداخته يا پخته.
[٤]. نهاية الاحكام، ج ١، ص ٨٩.
[٥]. بنا به نقل ذكرى الشيعة، ج ١، ص ١٧١.