رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣٢٨ - باب دوم آداب الاستنجاء
مانع ازاله عين براز و سبب انتشار نجاست و تلويث محل مىشود و آنچه علامه- ; در نهايه و شيخ شهيد در ذكرى[١] گفتهاند كه در صورت عدم سرايت رطوبت محتمل است كه مجزى بوده باشد، ضعيف است.
[١٠٥] مسألة: شرط است كه محل به نجاست ديگر غير نجاست همان براز متنجس نبوده باشد، پس اگر براز با خون ممتزج باشد يا نجاستى ديگر عارض شود، استجمار كافى نخواهد بود، بلكه استنجاء به آب در اين صورت متعيّن است.
[١٠٦] مسألة: خشتى كه ماده آن گل نجس بوده باشد، چون در كوره آتش طبخ يابد و آجر شود، شيخ طوسى در مبسوط و علامه در نهايه[٢] گفتهاند كه: طاهر نمىشود، و استعمال آن آجر در استنجاء جايز است و پيش من اين قول ضعيف است و استنجاء به آن آجر صحيح نيست.
[١٠٧] مسألة: اشبه آن است كه جزوى از اجزاء يا عضوى از اعضاى حيوان زنده كه از آن حيوان منفصل نشده باشد، داخل محرّمات نيست و استعمال آن در استنجاء جايز است و ميان اجزاى بدن مستنجى يا غير او فرق نيست. پس استنجاء به دست يا عقب- يعنى پاشنه پاى خود يا ديگرى- مجزى است و همچنين حيوانى صغير الجثه مانند عصفور- يعنى گنجشك و امثال آن- اگر به تمامه در استنجاء مستعمل شود، كافى و صحيح است.
[١٠٨] مسألة: شيخ شهيد در ذكرى[٣] با علامه در نهايه[٤] موافقت كرده و مىگويد:
[١]. نهاية الاحكام، ج ١، ص ٨٨؛ ذكرى الشيعة، ج ١، ص ١٧٤.
[٢]. المبسوط، ج ١، ص ١٦؛ نهاية الاحكام، ج ١، ص ٨٩.
[٣]. ذكرى الشيعة، ج ١، ص ١٧٤.
[٤]. نهاية الاحكام، ج ١، ص ٨٩.