رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٧٠ - باب بداءة القول في الطهارات
شرط فضل و كمال و منشأ ازدياد اجر و مثوبت است؛ و از براى طواف واجب و اشتراط طواف واجب- به وضو اجماعى است. محل خلاف طواف مندوب است. و از براى مس كلمات و حروف[١] و مدّ و تشديد و مكتوبه قرآن و اسماء اللّه، اگر آن مس واجب بوده باشد.
[٤١] مسألة: وجوب طهارت از براى نمازى كه بر پسر تحمّل آن از پدر واجب است، نيز وجوب به حسب اصل شرع است.
[٤٢] مسألة: همچنانكه طهارت بر مستأجَر از براى تحمّل نماز به نيابت ميت، واجب ميشود به حسب استيجار، نه به حسب متن شرع، همچنين به حسب استيجار بر مستأجر از براى تحمّل طهارت بنفسها از جانب ميّت نيز واجب مىشود، در صورتى كه متحمَّل عنه نذر طهارت كرده باشد و بعد از انعقاد نذر قبل از اتيان به طهارت منذوره متوفّى فوت شود، چه در اين صورت طهارت فائته مثل صلاة فائته خواهد بود و در وجوب تحمّل آن نماز از ناذر[٢] متوفّى، يا به ولايت يا به استيجاز از تركه او.
[٤٣] مسألة: طهارت از براى مس اعراب قرآن، اگر واجب شود، از جهت اصلاح غلط يا جمع متناثر يا سببى ديگر از اسباب، واجب نيست؛ چه اعراب از جوهر كلمه خارج است و به منزله أعراض عارضه است.
[٤٤] أساس: وضوءات مستحبه به حسب متن شرع چهل و هشت است،
[١]. در حاشيه نسخه« الف» آمده است:« همزه حرفى است از حروف، آن را جدا شمردن و از ميانه حروف اخراج كردن- چنانچه متوهم اين عصر كرده است- از باب نقصان مهارت است.»( منه دام ظلّه العالي).
[٢]. كلمه« ناذر» از« ج» است.