اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥١١ - توبه در اسلام
كنى تا با خدا عارى از هر گناهى ديدار نمايى؛ چهارم: هر واجبى را كه بر عهده تو بوده و انجامش ندادهاى، به جاى آرى؛ پنجم: آنكه گوشتى را كه در گناه بر پيكرت روييده، در غم و اندوه، آب كنى تا پوستت به استخوانت بچسبد و ميان پوست و استخوان، گوشت تازه برويد؛ ششم: جسم خود را رنج طاعت بچشانى، همچنان كه بر او حلاوت معصيت چشانده بودى. در اين هنگام، بگو: «اسْتَغْفِرُاللَّهَ».
نظريه اسلام و مسيحيت درباره گناه
با توجه به آنچه درباره «توبه» گفته شد، در معناى توبه، مفهوم «گناه» نهفته شده است؛ و اساساً كسى كه امرى به نام گناه را باور نداشته باشد، توبه نيز براى او معناى روشنى نخواهد داشت. بزرگترين گناه در نظر خداوند، «شرك» يعنى شريك قايل شدن براى اوست. اين گناه، نتيجه غفلت از خداوند و دور ماندن از اصل ما آدميان است. ما با غافل شدن از اصل خود، يگانگى خداوند را نيز فراموش مىكنيم و منكر وحدانيت او مىشويم.
تأكيد اسلام بر اهمّيت «گناه» هيچ كمتر از مسيحيّت يا اديان ديگر نيست. ولى اسلام، بر خلاف مسيحيتِ امروز كه گناه را جبلّى و ذاتى آدمى مىداند و بر اين باور است كه وجود آدمى، وجودى گناهكار است و اين گناه از وجود او زدوده نمىشود؛ مگر آنكه آدمى به جهان ديگر رخت بر بندد، از گناه همان معنايى را اراده نمىكند كه در مسيحيّت مورد نظر است، و قايل به اين نيست كه انسان، «بالفطره» گناهكار است.
در اسلام، گناه اوّلًا: از فراموش كردن يگانگىِ خداوند و ثانياً: از فراموش كردن نتايج و تبعات و پيامدهاى يگانگىِ خداوندى كه قادر مطلق و عالم مطلق است؛ و در نهايت اطاعت نكردن از دستورهاى خداوند و خروج بر او، مايه مىگيرد.
اسلام، كاملًا و اساساً با تصور خروج و عصيان بر ضد اقتدار الهى، مخالف است. اين دين، اساساً دين تسليم در برابر اقتدار الهى است. از اين رو، از آن شك و عصيان فردى، كه آن اندازه در حلقات و محافل گوناگون يونان باستان و اروپاى بعد از رنسانسْ شايع بوده و در ادبيات اين دورهها طنين يافته است، در اسلام خبرى نيست.
انسان در اسلام، سرشت طغيانگر ندارد كه با آن به شيوه قهرمانان اسطورههاى يونان