اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٣٤ - نقش عملى ستايش و سپاس
درباره اوليا گفته شده است: عروسان خدايند. پردهنشينانى كه در حجلههاى انس با خداوند آرميدهاند. نه در دنيا و نه در آخرت، كسى آنان را نمىبيند.[١] به روايت امام صادق (ع)، پيامبر ٦ درتوصيف اولياى خدا مىفرمايد:
انَّ أَولِياءَ اللَّهِ سَكَتُوا فَكانَ سُكُوتهُمْ ذِكْراً، وَ نَظَرُوا فَكانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَةً، وَ نَطَقُوا فَكانَ نُطْقُهُمْ حِكْمَةً، وَ مَشَواً فَكانَ مَشيُهُمْ بَيْنَ النَّاسِ بَرَكَةً، لَولَا الْآجالٌ الَّتى كُتِبَتْ عَلَيْهمْ لَمْ تَقِرَّ ارْواحُهُمْ فِى اجْسادِهِمْ خَوْفاً مِنَ الْعَذابِ وَ شَوقاً الىَ الثواب.[٢] اولياى خداوند، خاموش نشينند و خاموشى آنان، ياد خداست، با دقّت در هر چيزى مىنگرند و در جوانب آن بينديشند و نگريستنشان، پندآموزى است؛ سخن مىگويند و سخنشان حكمت است. راه مىروند و راه رفتنشان در ميان مردم، بركت است. اگر نبود مدّت عمرى كه برايشان مقرّر شده است، به سبب بيمى كه از عذاب و شوقى كه به ثواب دارند، يك چشم بر هم زدن جانهاشان در بدنهايشان قرار نمىگرفت.
|
هر كه خواهد همنشينىّ خدا |
تا نشيند در حضور اوليا |
|
|
از حضور اوليا گر بِكْسُلى |
تو هلاكى، زان كه جزوى بى كُلى |
|
|
هر كه را ديو از كريمان وا بُرَد |
بى كسش يابد، سرش را او خورَد |
|
|
يك پِدَسْت از جمع رفتن يك زمان |
مكر ديوست، بشنو و نيكو بدان.[٣] |
|
ه. شهادت به معناى كشته شدن در راه خدا، پيمان گزارى و ايفاى عهدى است كه مؤمنان صالح با خداى خود بستهاند؛ تا اين «جانِ عاريت» را كه به گفته حافظ: به «امانت» به آنان سپرده است، در راه خدا و اعتلا و برترى كلمه توحيد و گسترش معنويت و فضيلت، فدا كنند:
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.[٤] از مؤمنان، مردانىاند كه آنچه را با خداى بر
[١] - رياض السالكين، ج ١، ص ٤٠٧
[٢] - الكافى، ج ٢، ص ٢٣٧
[٣] - مثنوى، دفتر دوم، بيت ٢١٦٣- ٢١٦٦.
[٤] - احزاب، آيه ٢٣