اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٧٧ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
دقيق اشاره دارد كه فرمود:
وَ هَلْ سُمِّىَ عالِماً وَ قادِراً الّا لِانَّهُ وَهَبَ الْعِلْمَ لِلْعُلَماء وَ الْقُدْرَةَ لِلْقادرينَ، فَكُلُّ ما مَيَّزتُموهُ بِاوْهامِكُمْ فى ادَّقِ مَعانيهِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثلُكُمْ مَرْدُودٌ الَيْكُمْ وَ الْبارِى تَعالى وَاهِبُ الْحَياةِ وَ مُقَدِّر الْمَوْتَ، وَ لَعَلِّ النَّمْلَ الصِّغارَ تَتَوَهَّم انَّ للَّهِ تَعالى زَبانِيَتَينِ كَما لَها؛ فَانَّها تَتَصَوَّرُ انَّ عَدَمها نُقصْانٌ لِمَنْ لايكُونانِ لَهُ فَهكَذا شَأنُ الْخَلْقِ فِيما يَصفُونَ به بآرائهم فَانَّ اوْهامَها حاكِمَةٌ لَهُ بِكُلِّ ما يَعدُّونَهُ كَمالًا فِى حَقِّهِمْ ما لَمْ تَقْوِ عَقُولُهُمْ عَلى رَدِّ بَعضِ الْاحكامِ الْوَهْميَّة.[١] خداوند، عالم و قادر ناميده نشده، جز به اين لحاظ كه علم را به عالمان، و قدرت را به قدرتمندان، عطا فرموده است. پس آنچه را كه شما با تصوّرات و اوهامتان در دقيقترين معناى آن، تشخيص مىدهيد، آن آفريده و مصنوعى است مانند شما كه به خود شما باز مىگردد و خداوند، بخشنده زندگى و تعيين كننده مرگ است و گويى مورچه خُرد، مىپندارد چنانكه خود دو شاخك دارد، خداوند تعالى نيز داراى دو شاخك است؛ زيرا مورچه، گمان مىكند نداشتن شاخك براى هر كس، از كاستى اوست.
چنين است موقعيت و جايگاه مردمان در مورد آنچه كه با آرايشان توصيف مىكنند؛ زيرا وهمهاى مردم، اگر عقلشان آنها را باز ندارد و يا شريعت، منعشان نكند، آنچه را كه در حقّ خود كمال مىدانند، بر خدا نيز جارى مىسازند.
|
در دو عالم نيست كس را زهرهاى |
كو تواند يافت از وى بهرهاى |
|
|
دائماً او پادشاه مطلق است |
در كمال عِزّ خود، مستغرق است |
|
|
او به سر نايد ز خود آنجا كه اوست |
كى رسد عقل وجود آنجا كه اوست؟ |
|
|
نه بدو ره، نه شكيبايى از او |
صدهزاران خلق سودايى از او |
|
|
وصف او چون كار جانِ پاك نيست |
عقل را سرمايه ادراك نيست |
|
|
لاجرم، هم عقل و هم جان، خيره ماندْ |
در صفاتش با دو چشمِ تيره ماند |
|
[١] - بحارالأنوار، ج ٦٩، ص ٢٩٣