اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٨٤ - دهشهاى مادى و معنوى خداوند
«كسانى كه كتابشان دادهايم او (محمد ٦) را مىشناسند؛ همان طور كه پسران خود را مىشناسند. و هر آينه گروهى از ايشان، حق را مىپوشانند؛ در حالى كه خود مىدانند. حق (آنچه درست و راست است) از پروردگار توست، پس، از شكداران مباش».
اينان پيامبر خدا و وصى پس از او را شناختند، ولى آن حقّى را كه شناختند، از روى ستم و سركشى و حسادت، پنهان داشتند. خدا هم، روح ايمان را از آنان برگرفت و تنها سه روح براى آنان قرار داد: روح قوّت، روح شهوت و روح بدن. سپس آنان را به چارپايان نسبت داد و فرمود:
«اينان، جز مانند چارپايان نيستند؛ بلكه گمراهترند». اى جابر! زيرا چارپا، با روح قوّت، بار مىكشد و با روح شهوت، علف مىخورد و با روح بدن، حركت مىكند.
دهشهاى مادى و معنوى خداوند
امام (ع)، با آوردنِ تعبيرهايى چون «وَ انْبَتَ فِينا جَوارِحَ الْاعْمالِ، وَ غَذَّانا بِطَّيباتِ الرِّزقِ؛ و اندامها و نيروها را [براى كاركردن] در پيكر ما بر پا داشت و با روزىهاى پاك و پاكيزه و خوش، ما را پروريد»، همچنان يادآور اعضا و اندامهايى است كه كارهاى آدمى، بدانها انجام مىگيرد. و نيز نعمتها و روزىهاى پاكيزه و خوش (مادى و معنوى) كه در گذر زندگى، آدميان، بدانها نواخته شدهاند و با تعبير «وَ اغْنانا بِفَضْلِهِ، وَ اقْنانا بِمَنِّهِ. به فضل احسانش، بىنيازمان كرد و از خوانِ نعمت بىدريغش، سرمايهمان بخشيد و (خرسند و خشنودمان كرد)» تلميح گونه،[١] آيه «وَ أَنَّهُ هُوَ اغْنى وَ اقْنى» را به ياد مىآورد؛ بدين معنا كه تنها خداوند
[١] - تلميح، در لغت به معناى اشاره، سبك نگريستن و به گوشه چشم، اشاره كردن است. و در اصطلاح فنّ بديع، عبارت استاز اشاره به داستانى معروف، ضمن كلام؛ مانند« احْكُمْ كَحُكمِ فَتاةِ الْحَىِّ اذْ نَظَرَتْ. مانند آن دختر تيزبين قبيله، در كار من داورى كن». اين، مصراعى از شعر نابغه زَبيانى است كه اشاره دارد به داستان و حال« زَرْقاءِ يمامه» و تيزبينى او گاهى نيز اشاره به مَثَلى يا شعرى و يا آيهاى از قرآن است.« التلميحُ، هُوَ انْ يُشارَ في فَحْوَى الْكَلامِ الى آيةٍ اوْخَبرٍ اوْ قِصّةٍ اوْ شِعْرٍ مَنْ غيرِ انْ تُذكَرَ صَرِيحاً». تأثير قرآن و حديث در ادبيات فارسى به نقل از تعريفات، ص ٤٦