اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٥ - روشهاى خداشناسى
به نتيجههاى برهانى و علمى دست يابند، و يگانه ابزار باورمندىشان در حوزه معرفت و وصول به حقيقت، خردورزى است، و خود را فرزندان دليل (ابنْاءُ الدَّليل) مىدانند و راز دهر را تنها با كليد حكمت مىگشايند، درك و دريافت اين حقيقت، دشوار است كه در معارف قرآنى و الهيات اهل بيت (ع) آمده است كه خداشناسى، به هر شكل آن، از خود خداوند آغاز گشته است و همه آنچه را كه فيلسوفان و متكلمان و انديشمندان ديگر، درباره خداوند گفتهاند، مسبوق به تجلّى خود خدا و استيلاى ظهور اوست؛ بدين معنا كه خداوند، پيش از هر استدلال و برهانى، خود، خويشتن را به بشر شناسانده و آنان را به خود فرا خوانده است. اين، همان معرفتى است كه امام سجاد (ع)، در آغاز دعاى معروف به «ابوحمزه ثمالى» و در اين بخش از نيايش يكم صحيفه، تعليم داده است:
الهى .... بِكَ عَرَفْتُكَ وَ انْتَ دَلَلْتَنى عَلَيكَ وَ دَعَوْتَنى الَيكَ وَ لَولا انْتَ، لَمْ ادْرِ ما انْتَ. اى خداى من! ... تو را به تو شناختم. و تو خود، مرا به خويش راه نمودى و به خود، فرا خواندى. و اگر تو نبودى، نمىدانستم تو كيستى.
|
خرد، در ذات او آشفته رايى |
طلب، در راه او بى دست و پايى |
|
|
اگر ننهد به لطف خود قدم پيش |
شود زو دورىِ ما دمبدم بيش. |
|
(جامى)
وَ الْحَمدُللَّهِ عَلى ما عَرَّفنا مِنْ نَفْسِهِ.[١] سپاس و ستايش خداى را كه خود، خويشتن را به ما شناسانده است.
به روايت از امام صادق (ع) امير مؤمنان (ع) فرمود: «اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ.[٢] خدا را به خدا بشناسيد».
به دنبال اين هدايت و دستگيرى و فراخوانى، ذهنها به تكاپو افتادهاند تا اين حقيقت را در جامه استدلال بپوشانند و ديگران را نيز با آن، آشنا كنند.
|
خود نباشد آفتابى را دليل |
جُز كه نورِ آفتابِ مستطيل |
|
|
سايه كى بود تا دليل او بود؟ |
اين بسستش كه ذليل او بود |
|
|
اين جلالت در دلالت صادقست |
جملهْ ادراكات پس، او سابقست |
|
[١] - صحيفه سجّاديه، دعاى يكم
[٢] - الكافى، ج ١، ص ٨٢