اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٣٥ - جوار كريمانه خداوند
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِى السَّموتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلونَ.[١] آيا نديدهاى كه خداى را هر كه در آسمان و زمين است، و پرندگانِ بال گشاده، به پاكى مىستايند؟ همگى نماز (نيايش) و تسبيح خويش را مىدانند؛ و خدا بدانچه مىكنند، داناست.
الزام و تعهّد به طاعتگزارى و درآمدن در فضاى نورانى ستايش و زيستن در حال و هواى ستايشگران و برخورداران از رضوان و خشنودى خداوند و نزديكان به بارگاه او، شكوفا ساختن عقل و رهايى از اسارت نفس و در نهايتْ رهايىِ آدمى از آتش دردناك خداوند است كه مبادى الهى، آن را برافروخته و اعمالِ گناهْ پيشگانِ سركش، هيمه آن است و فهم و درك عمومى انسانها، از حقيقت آن، بسى دور؛ زيرا آتشى است كه به تعبير قرآن «حُطَمَه. شكننده» است و شعلههاى آن، بر دلها مىزند و حقيقت آدمى را مىسوزاند:
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ. نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ. الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ. إِنَّهَا عَلَيْهِم مُؤْصَدَةَ. فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ.[٢] تو چه دانى كه آن شكننده خرد كننده چيست؟
آتش افروخته خداست؛ آتشى كه بر دلها برآيد و چيره شود. درهاى آن را بستهاند و گريزى از آن نيست؛ در ستونهايى دراز و كشيده (يعنى درها را بر دوزخيان بستهاند و آنها را با عمودهاى آتشين مىزنند، يا به ستونهاى دراز و كشيده بسته مىشوند، يا ستونها را در پشتهاى بسته مىافكنند تا باز نگردند).
|
چون ز خشم، آتشْ تو در دلها زدى |
مايه نارِ جهنم آمدى |
|
|
آتشت اينجا چو آدم سوز بود |
آنچ از وى زاد، مرد افروز بود |
|
|
آتشِ تو قصد مردم مىكند |
نار كز وى زاده، بر مردم زند.[٣] |
|
براى همين امام (ع) خدا را به گونهاى مىستايد و نعمتهايش را پاس مىدارد كه در
[١] - نور، آيه ٤١
[٢] - همزه، آيه ٥- ٩
[٣] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ٣٤٧٢- ٣٤٧٤.