اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٢ - راه رستاخيز
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ. وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ. وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ. وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ. وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ. وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ. وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ.
وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ. بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ. وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ. وَإِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ. وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ. وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ. عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا أَحْضَرَتْ.[١] «آن گاه كه خورشيد، در هم پيچيده و بىنور شود (بيفسرد). و آن گاه كه ستارگان، تيره گردند و فرو ريزند. و آن گاه كه كوهها رانده شوند. و آن گاه كه اشترانِ آبستن، رها شوند. و آن گاه كه ددان، گرد آورده شوند. و آن گاه كه درياها تفته شوند (به جوش آيند). و آن گاه كه جانها با تنها جفت گردند. و آن گاه كه از دخترِ زنده در گور شده، پرسند: به كدام گناه كشته شده است؟ و آن گاه كه نامهها گشوده شود. و آن گاه كه آسمان بركنده شود. و آن گاه كه دوزخ افروخته و شعلهورگردد. و آن گاه كه بهشت را پيش آرند. [در آن روز] هر كس داند كه چه آورده است.
و نيز آيات آغاز سوره انفطار و سوره انشقاق و آيههاى ديگر، گواه آناند كه مسئله قيامت، امرى جهانى و در سطح همه هستى است.
امّا براى انسان، علاوه بر آن حركت ذاتى جوهرى، حركت ديگرى است به نام حركت ارادى كه به وسيله آن، در طلب امرى كه آن را براى خويش نيكو و كمالى برتر و بالاتر مىپندارد، مىكوشد. اين حقيقت، يعنى حركت و تكاپوى فطرى به سوى اهداف و غايات ضرورى درنظام عالم، در نظر آنكه حجاب و نقاب از ديده حقيقتْبين او برداشته شده است، كاملًا مشهود و مكشوف است؛ به خصوص در مورد انسان؛ به علّت وسعت و گستردگى دايره وجودىاش و بزرگى قوس صعودىاى كه دارد؛ زيرا براى هرفردى از افراد انسان، از آغاز حدوث و پيدايش تا پايان عمر، انتقالاتى فطرى و حركاتى است طبيعى جوهرى، به نام حركت اشتدادى كه درهر مقام و مرتبهاى، به اعتبار آن، نام و نشان ويژهاى دارد. به اين حقيقت، در قرآن كريم، به تأكيد و تكرار اشاره شده است:
يَاأَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ.[٢] اى آدمى! همانا تو به
[١] - تكوير، آيه ١- ١٤
[٢] - انشقاق، آيه ٦