اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩٣ - شرايط اجابت دعا
خود از ذهن و دل خويش، همان خاطره خوش و دلرباى «انقطاع الى اللَّهِ» اين مرد الهى و اجابتِ دعاى اوست كه خداوند تعالى فرمود:
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ الْسُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ.[١] اين چنين، [برهان خويش را بدو نموديم] تا بدى و زشتكارى را از او بگردانيم.
مولانا در مثنوى، حالتِ انقطاع را اين چنين، در قالب داستانى زيبا به تصوير كشيده است:
شاهى به قصد شكار، همراه با خدمتكارانش به بيرون شهر رفت در ميانه راه، كنيزكى زيبارو ديد. دل بدو باخت و بر آن شد كه با دادن مالى گزاف، او را به دست آورَد و همراه خود ببرد. پادشاه به خواسته خويش رسيد؛ ولى ديرى نپاييد كه كنيزك، بيمار شد و شاه، طبيبان بسيارى را از هر سو نزد خود فرا خواند. آنان هر كدام مدّعى شدند كه با دانش و فنّ خود، او را مداوا كنند و از روى خودبينى و غرور، مشيّت الهى را ناديده انگاشتند. به همين رو، هر چه تلاش كردند، حال بيمار، وخيمتر شد. شاه از همه علل و اسباب طبيعى نوميد شد و ناچار، به درگاه الهى روى كرد و در گرماگرم دعا و تضرّع، خوابش برد و در خواب، پيرى مرشد به او گفت: طبيب حاذق، همان كسى است كه فردا نزد تو مىآيد.
|
شه چو عجز آن حكيمان را بديد |
پابرهنه، جانب مسجد دويد |
|
[١] - يوسف، آيه ٢٤