اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٠٤ - انسان اسلام
نفسانى آدمى دارد؛ چرا كه علّتها و سببهايى در اين جهان در كارند كه هيچگاه در نظامِ خود، از هوا و هوس آدميان پيروى نمىكنند؛ زيرا اگر پيرو هوسها و خواهشهاى آدميان مىبودند، جهان و آنچه در آن است، تباه مىشد:
وَلَو اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّموتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ.[١] و اگر حق از هوسها و آرزوهاى آنان پيروى مىكرد، هر آينه، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست، تباه مىشد.
انسان، يكى از حقايق اين جهان است كه هستىاش رابطه تنگاتنگى با اين جهان دارد.
خضوع و افتادگى در برابر هواها و هوسها، مايه به هم ريختگى و جا به جايى ضابطهها و قوانين موجود در ساحت تكوين و تشريع است؛ چرا كه هوسها ريشه در عوامل ضرورى و مايههاى اصلى- كه تضمين كننده هستى آدمى و صلاح و سامانيابى اوست- ندارد.
اسرار و ويژگىها و تعادل و هماهنگىها در ارتباط موجودات با يكديگر و نقش آنها در حيات آدمى و تلاشهاى اوست. اين ويژگىها و هماهنگىهاست، كه براى هر موجودى، از جمله آدمى، نقش و هدف و جايگاهى مشخّص در هستى معيّن مىكند و گونهاى از تكامل را درميان عناصر هستى و موادّ عالم و طبيعت و نهاد موجودات سبب مىگردد و شكلى از تعادل را در اوضاع اجتماعى و فردى آدميان و رابطه آنها با هستى و حيات مىآفريند، همچنان كه خداوند فرموده:
وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ. أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ. وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ.[٢] و آسمان را بر افراشت و ترازو را [در ميان بندگان] بنهاد، كه در ترازو از حد مگذريد (تجاوز و خيانت مكنيد) و سنجش را به داد و انصاف بر پا داريد و ترازو را مكاهيد (در سنجيدن و وزن كردن با كم دادن خيانت مكنيد).
هر گاه در ساحت هستى اين ضابطهها و قوانين و تكيهگاههاى آن از دست برود، هر گونه ثبات و دوامى نيز از دست مىرود و هر گاه در ساحت تشريع و قانونگذارى،
[١] - مؤمنون، آيه ٧١
[٢] - الرحمن، آيه ٧- ٩