اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٥٦ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
نغمهاى مىسرايد نيز اسمى بيش نيست. بلبل و گل و آهنگ و نغمهاى در ميان نيست، جز حق تعالى كه خود، خويشتن را مىستايد و آدميانى كه اين بلبل و گل را مىستايند، نامىاند كه پردهوار، چهره جمال مطلق را پوشاندهاند:
وَ كَايِّن مِنْ آيَةٍ فِى السَّمواتِ وَ الْارْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعرِضُونَ.[١] و بسا نشانهها در آسمانها و زمين است كه بر آن مىگذرند و از آن رويگرداناند.
امام حسين (ع) در نيايش خود در صحراى عرفات فرمود:
ايَكونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ حتّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ؟ مَتى غِبْتَ حتّى تَحْتاجَ الى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ؟ وَ متى بَعُدْتُ حتّى تَكوُنَ الْاثارُ هِىَ الّتى تُوصِلُ اليْكَ؟ عَمِيَتْ عَيْنٌ لاتَراكَ عَلَيْها رَقيباً.[٢] آيا حقيقتى جز تو، آن ظهور و آشكارى را دارد كه تو را آشكار كند؟ آيا تو پنهان بودهاى تا به دليلى كه به سوى تو رهنمون سازد، نياز داشته باشى؟ كِى از من دور بودهاى تا محتاج آن باشى كه دليلى بر تو رهنمون باشد؟ كور است آن چشمى كه تو را ديدهبان خود نبيند.
و در جاى ديگرى از اين دعا مىفرمايد:
انْتَ الذّى تَعَرَّفْتَ الىَّ فِى كُلِّ شَىْءٍ فَرَأَيْتُكَ ظاهِراً فِى كُلِّ شَىْءٍ وَ انْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَىْءٍ.[٣] تويى كه خود را در همه چيز به من نشان دادهاى، و من تو را در همه چيز، آشكار ديدهام. و تو بر هر چيزى آشكارى.
|
ما چو چنگيم و تو زخمه مىزنى |
زارى از ما نه، تو زارى مىكنى |
|
|
ما چو ناييم و نوا در ما ز توست |
ما چو كوهيم و صدا در ما ز توست |
|
|
ما چو شَطرنجيم اندر بُرد و مات |
برد و ماتِ ما ز توست، اى خوش صفات |
|
|
ما كه باشيم اى تو ما را جانِ جان |
تا كه ما باشيم با تو درميان؟ |
|
[١] - يوسف، آيه ١٠٥
[٢] - مفاتيح الجنان، دعاى عرفه امام حسين( ع)
[٣] - همان