اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٨ - مفهوم دعا
آزادگى، برادرى و برابرى و بر پا داشتنِ نظامِ عدلِ الهى لِيَقوُمَ النّاسُ بِالْقِسْطِ.
درست است كه معارف تعبيه شده در دعاهاى ما، به لغت و ادبيات عرب رُخ نموده است و بيشتر انسانها با آن بيگانهاند؛ ولى از آنجا كه حوزه نورافشانى و پرتوافكنى اين نيايشها گستره وجود انسانهاست، بايد گفت زبانش همچون زبان عشق در بىزبانى است، كه عارفان باذوق و خوش قريحه گفتهاند:
|
مسئله عشق نيست، درخورِ شرح و بيان |
بِهْ كه به يكسو نهند لفظ و عبارات را. |
|
و روشن است كه: «عشق، بىزبان روشنتر است»؛ چرا كه ريشه در جان آدمى دارد.
زبان «دعا» و به تعبير جامعترِ آن، خاستگاه فرهنگ دعا، نيازهاى فطرى انسان است كه فرهنگ عمومى و مشترك همه انسانها در همه عصرها و همه اقليمهاست. از اين رو، زبانى است خودى و براى همگان، آسان و خوش و آشنا:
الَمْ تَرَكَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً كَشَجَرَةٍ طَيِبَّةٍ اصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِى الّسَماء، تُؤتى اكُلَها كُلَّ حينٍ بِاذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْامْثالَ لِلّناسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذكَّروُنَ.[١] آيا نديدهاى كه خدا چگونه مَثَلى زده است؟ سخن پاكيزه (اعتقاد درست و ايمان راستين) را چون درخت پاكيزه [قرار داده است] كه ريشه آن [در زمين] استوار و شاخه آن در آسمان است (به آسمان سر برآورده است). ميوه خود را هر هنگام به فرمان پروردگارش مىدهد. و خدا براى مردم، مَثَلها مىزند، شايد به ياد آرند و پند گيرند.
[١] - ابراهيم، آيه ٢٤- ٢٥