اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٠٦ - شرايط اجابت دعا
محتاج شود؛ امينى كه خيانت ورزد؛ توانگرى كه نادار شود؛ عزيزى كه خوار گردد؛ بينوايى كه رنجور و درمانده شود.
[در اين هنگام] مردى برخاست و گفت: سخن راستى گفتى اى اميرمؤمنان! تو پيشواى مايى، هرگاه كه بيراهه رويم، و نور و روشنى مايى، آن گاه كه به تاريكى درافتيم؛ وليكن درباره سخن خداوند، كه فرمود: «ادْعُونى اسْتَجِبْ لَكُمْ. مرا بخوانيد تا شما را پاسخ گويم»، پرسشى داريم. پس چه شده است ما را كه او را مىخوانيم، ولى پاسخى نمىشنويم؟
فرمود: براى آنكه دلهاتان به هشت گونه خيانت و دغلكارى آلوده گشته است:
اوّل، آنكه شما خدا را شناختيد، ولى حقّ او را آنچنان كه بر شما فرض و واجب كرده بود، نگزارديد. پس شناختِ شما از خداوند، برايتان سودى نبخشيد.[١]
دوم، آنكه شما به پيامبر او ايمان آورديد، امّا با راه و روش او ناسازگارى كرده، دشمنى ورزيديد، و شريعت و رسم و آيين او را مىرانديد. پس كجا رفت ثمره ايمانتان.
سوم، آنكه كتاب خدا (قرآن) را كه بر شما فرو فرستاده شده است، خوانديد و بدان عمل نكرديد. گفتيد: شنيديم و فرمان مىبريم؛ ليكن ناسازگارى كرده، دشمنى ورزيديد.
چهارم، آنكه شما گفتيد كه از آتشِ [دوزخ] مىترسيد، در حالى كه همواره، با بارِ گناهانِ خود رهسپارِ آتشيد، پس ترس شما چه شد؟
پنجم، آنكه گفتيد كه خواهانِ بهشتيد، در حالى كه همواره كارهايى انجام مىدهيد كه شما را از آن دور مىسازد. پس خواهان بودن و خواستنتان كجا رفت؟
[١] -« وَما قَدَروُا اللَّهَ حَقِّ قَدْرِهِ. خداى را چنانكه سزاوار اوست، نشناختند و ارج ننهادند»( انعام، آيه ٩١؛ حج، آيه ٧٤؛ زمّر، آيه ٦٧)