اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٢ - معاد عرصه ظهور پاداش و كيفر
گويى خداى تعالى با آفريدن جهان، بساط هستى را مىگسترد و با ميراندنِ آن، اين بساط گسترده را بر مىچيند و طومار آن را در هم مىپيچد:
أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا. ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضاً يَسِيراً.[١] آيا به [صنع] پروردگار خويش ننگريستى كه چگونه سايه را بكشيد و اگر مىخواست، آن را ايستا مىگردانيد [تا يكسره شب و تاريك بودى]؛ سپس آفتاب را بر آن (سايه) راهنما بر گماشتيم [زيرا سايه جز به آفتاب، شناخته نمىشود]. باز آن سايه را به آسانى به سوى خويش بگرفتيم.
وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّموتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ.[٢] و روز رستاخيز، زمين، يكسره در قَبضه [قدرتِ] اوست و آسمانها به دست راستِ (به قدرت) او پيچيده مىشوند.
يَوْمَ نَطْوِى السَّماءَ كَطَىِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ.[٣] روزى كه آسمان را در نورديم، مانند درنورديدن طومار سر نوشتهها؛ و چنانكه نخستين بار، آفرينش آفريدگان را آغاز كرديم آن را باز گردانيم، وعدهاى است بر ما، و همانا ما كننده آنيم.
نَدَبَ: نَدَبَهُ الى الْامر: فرا خواند به سوى آن چيز (كار). ثَواب: ما يَرجِعُ الَى الْانسانِ مِنْ جَزاء اعْمالِهِ، فَيُسمَّى الْجَزاءُ ثَواباً.
راغب در مفردات مىگويد: اصل اين واژه، يعنى «ثَوبْ»، به معناى بازگشت هر چيزى به چگونگىاى كه در پيش داشت، يا چگونگى و حالت مقدّرى كه در مقام انديشه منظور مىشود. و اين، همان حالت است كه با تعبير «اوَّلُ الْفِكرةِ آخِرُ الْعملَ»، بدان اشاره مىشود.
ثواب، عبارت است از پاداشى كه در برابر كارى [قلبى يا قالبى] به انسان برمىگردد و به تعبير ديگر، پاداش عمل آدمى است كه به او داده مىشود و اينكه از پاداش به «ثواب» تعبير شده، به لحاظ آن است كه ثواب، همان عمل است؛ يعنى همان گونه كه وقتى طومار
[١] - فرقان، آيه ٤٥- ٤٦
[٢] - زمر، آيه ٦٧
[٣] - انبياء، آيه ١٠٤