اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٧٥ - آزادى انسان در ميدان عمل
مَتَّعَ: برخوردار ساخت، مايه خوشى و لذّت را فراهم آورد، فايده رسانيد.
مَتَّعَهُ اللَّهُ بِكَذا: خداوند كامياب كند او را.
ارْواح: جمع روُح به معناى روان، جان، نهان، دل و هوش، دَم، نَفَس، يا جمع رَوْح (به فتح «را») به معناى فراخى، گشايش، گشادگى، آسودگى مهربانى، بخشش، بادِ نرم و ملايم، نسيم، شادمانى، خوش و فرخنده.
اغْنى: اگر از ريشه غَناء (به فتح و مدّ) باشد، به معناى كفايت بخشيدن است گفته مىشود: «غَنَيْتُ بكذا عن غير. از او بى نياز شدم»؛ و اگر از ريشه غِنا (به كسر و قصر) باشد، به معناى بىنيازى و در آسايش بودن است.
اقْنا: از ريشه «قِنْيِه» و «قُنْيِه» به معناى اموال ذخيره شده، مالى كه آدمى براى روز مبادا، پسانداز كرده است، و نيز به معناى خرسندى و خشنودى است.
تعبيرهايى كه در اين بخش از ستايش امام (ع) آمده است، اشارههايى دقيق و نغز و پر معنا درباره ابزارهاى قبض و بسط و ساز و برگ حيات آدمى است كه آفريدگارِ انسان، در پيكر او نهاده است؛ يعنى اعضا و جوارح، عضلات، رگ، پى، گوشت، پوست، استخوان و غضروف و هر آنچه كه در حركت، سكون، تلاش و كوشش آدمى و انسجام كارهايش، براى وصول به هدف زندگىْ نقش ايفا مىكند؛ به ويژه دستگاه عصبى كه سازمان يافتهترين دستگاه بدن است و با گرفتن محرّكها، انتقال امواج عصبى و تفسير احساسها، و جامعيّت بخشيدن به احساسها- كه هم از محيط درونى و هم از محيط بيرونى، سرچشمه مىگيرند- سر و كار دارد و مسئول همه روندهاى پيچيدهاى است كه تطابق انسان را، هم در برابر محيط خارجى، و هم در برابر محيط درونى، عهده دار است.[١]
آزادى انسان در ميدان عمل
تعبير «آلات بسط و ادوات قبض» درسخن امام، كنايه از آزادى انسان در ميدان عمل و توانايى او بر انجام دادن هر كارى است و در حقيقتْ ردِّ نظريّه جبر و تفويض است كه در
[١] - بجاست كه براى توضيح و تبيين اين بخش، به كتابهايى كه در دانش تشريح( فيزيولوژى) نوشته شده است، رجوع شود؛ مانند فيزيولوژى پزشكى، تأليف پروفسور آرتورگايتون، ترجمه: دكتر فرّخ شادان